تبليغاتX
زیبا شهری بنام تفت
جوانان کوچه پایینی از تفت می نویسند.

بعد از اين مدت كه وبلاگ را آپ نكرده بودم (به دليل مشغله زياد) چند روزي بود كه دنبال سوژه مي گشتم براي نوشتن ، امروز توفيق پيدا كردم برم نماز جمعه . در بين دونماز اداره بازرگاني تفت تعداد زيادي برگه چاپ كرده بود تا مردم را از برپايي نمايشگاه عرضه كالا آگاه سازد . همچنين جهاد كشاورزي در مورد كرم گلوگاه انار يك كاتالوگ تهيه كرده بود كه بين مردم در بين دو نمازپخش شد. اما چيزي كه در اين ميان واقعا جاي سئوال دارد كار اداره بازرگاني است كه آيا واقعا چاپ اين همه برگه نياز بود . آيا بهتر نبود بجاي هزينه چاپ و برگه ، يك پارچه بيرون محل نماز جمعه نصب مي كردند تا همه مردم ببيند و آگاهي پيدا كنند و يا از تريبون نماز جمعه هم اعلام مي كردند تا همه مطلع شوند.

اما از همه جالب تر اين بود كه نمازگزاران كه بعد از نماز از مسجد بيرون مي آمدند هم برگهاي اداره بازرگاني و هم كاتالوگهاي جهاد كشاورزي را همراه مهر خود در جامهري مي انداختند و مهردان پر شده بود از اين برگه ها و عده اي هم آن را داخل مسجد جاگذاشته بودند.

حالا در اين جا ، هم كار اداره بازرگاني در هزينه كردن بي مورد و هم عكس العمل مردم در گذاشتن اين برگه ها در جامهري جاي تامل دارد !!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 16:18  توسط 4کوچه پایینی | 

اوضاع نابسامان چهار راه چه كنم سرده را در تصوير ببينيد قسمتي كه قبلا توسط پيمان كار شهرداري درست شده بود اكنون فروريخته و باعث نگراني مردم شده است:

 

بقيه قسمتها نيز توسط شهرداري خراب شده است و مصالح براي ساختن اين چهار راه به نقشه جديد در محل ريخته شده ولي هنوز هيچ اقدامي صورت نگرفته است و باعث مزاحمت رفت و آمد مردم در اين محل شده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 12:27  توسط 4کوچه پایینی | 

وقتي پاي صحبت قديمي ها بنشينيد از بي خيري مردم در زمان كنوني شكايت دارند اما آيا مردم تغيير كردند ؟ يا شرايط حاكم بر زندگي آنها اين بي خيري را وارد زندگي آنها كرده است؟؟؟؟

يكي از اين شرايط كه جديدا بر زندگي آنها حاكم شده است سهميه بندي بنزين است.

اگر شما از يزد به طرف تفت در حركت باشيد و شخصي را ببينيد كه در كنار يك ماشين ايستاده و يك چهار ليتري دردست دارد و از شما تقاضاي بنزين مي كند چه مي كنيد؟ آيا بي تفاوت رد مي شويد يا جواب تقاضاي او را مي دهيد؟

اگر اتفاقا در پمپ بنزين مشغول بنزين زدن باشيد و مشاهده كنيد كه مسافري غريب به پمپ بنزين آمده تا بنزين بزند و متوجه ميشود كه كارت سوخت خود را گم كرده يا در پمپ قبلي جا گذاشته و حالا بنزين مي خواهد و مامور پمپ بنزين هم به علت دستورالعملهاي سخت گيرانه مقامات و مسئولين قادر به حل كردن مشكل اين مسافر غريب نيست آيا شما حاضريد سهميه بنزين خود را به او بدهيد تا مشكلش حل شود؟؟؟

اگر جواب شما به سئوالات بالا مثبت باشد شما آدم خوب و خيرمندي هستيد ولي بايد بدانيد كه در آخرالامر ممكن است خود شما بنزين سهميه بنديتان را تمام كنيد و هيچ كس حاضر نباشد به شما بنزين بدهد.

اگر هم بي تفاوت رد شويد پس معني اين شعر سعدي چيست؟

بني آدم اعضاي يكديگرند      كه در آفرينش زيك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار       دگر عضو ها را نماند قرار ……

خب اين سعدي كه نه ماشين داشته نه بنزين مي خواسته

حالا تكليف ما چيست ؟ شما بگوييد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 8:14  توسط 4کوچه پایینی | 

به عكس بالا خوب و بادقت نگاه كنيد؛

آره درست متوجه شديد اين عكس قسمتي از راه اصلي تهران بندر عباس در محدوده استان يزد را نشان ميدهد . اين عكس از صفحه 56 كتاب اتواطلس ايران متعلق به موسسه جغرافيايي و كارتو گرافي گيتا شناسي ، چاپ چهارم بهار 84 مي باشد؛ جالب است كه در اين محدودهء استان يزد، شهرهاي اردكان ، ميبد ، يزد و مهريز را داريم اما در اين عكس مي بينيد كه ميبد كه در نزديكي اردكان است و تنها 9 كيلومتر فاصله دارد وجود دارد؛ اما بعد از عبور از يزد ما شهر مهريز را داريم اما جالب است كه اسمي از اين شهر در اين نقشه نيست يعني يك ميهمان كه اين كتاب را دارد وقتي به شهر مهريز میرسد در نقشه بدنبال نام اين شهر ميگردد كه چيزي عايدش نمي شود.در واقع آخرین شهر استان یزد در این نقشه گم شده.و میهمان بیچاره به گمان اینکه فاصله یزد تا شهر بعدی ۱۵۲ کیلومتر است ممکنه در برنامه ریزی دچار مشکل بشه.

خب نتيجه گيري را به عهده شما ميگذاريم لطفا نظر خود را بنويسيد تا ما هم بدونيم اشكال از كجاست.!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 22:40  توسط 4کوچه پایینی | 

گزارش تصویری ازحسینیه کوچه پایین سرده بعد از پانزده روز از شروع ساختمان سازی

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:28  توسط 4کوچه پایینی | 

باز شنبه گذشته براي گفتن مشكل سطل زباله ها در كوچه هاي قديمي محله سرده تصميم گرفتم به 137 زنگ بزنم ، برخلاف انتظارم بعد از دو بار بوق زدن آقاي ستاري گوشي را برداشت و با گرمي و متانت مشكل من را گوش كرد و قول مساعد داد كه مشكل را با مسئول مربوطه در ميان بگذارد . من كه از اين برخورد غافلگير شده بودم ، بعد از قطع تلفن منتظر عمل به قول آقاي ستاري ماندم.

اما ديروز كه به آن كوچه ها سرزدم با كمال تعجب شاهد جاروب شدن كوچه ها و تميزي آنها بودم.

پس برخود لازم دانستم كه همانطور كه در چند پست قبل آن ضعف شهرداري را مطرح كرده بودم در اين پست از مسئولين شهرداري كه اين مشكل را حل كردند تشكر كنم و بگويم بهتر است مسئولين شهر به جاي برگزاري جلسات پرسش و پاسخ بي حاصل كه بيشتر جنبه تبليغاتي و شعاري دارد ، روابط عمومي هاي خود را تقويت كنند تا ارباب رجوع كه براي حل مشكل خود با آن ادارات تماس ميگيرد يا مراجعه مي كند جواب قانع كننده اي را بگيرد و با رضايت خاطر خارج شود.

ضمنا لازم است اين موضوع را مطرح كنم كه وضع سطل زباله هاي سطح شهر نا مطلوب است

اغلب آنها مربوط به حداقل 15 سال پيش و از بين رفته و پوسيده هستند كه لازم است شهرداري نسبت به تعويض و اضافه نمودن سطل زباله در سطح شهر اقدام نمايد شايد در اين كار بتواند كميته امداد را (در نصب و اضافه كردن صندوق صدقه) الگوی خود قرار دهد !!!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 10:32  توسط 4کوچه پایینی | 

چند سالي است كه با كمك بانيان و خيرين مختلف و به همت اهالي محله بويژه اعضاي هيئت امنا، منازل مسكوني اطراف حسينيه كوي سفلي سرده خريداري گرديده است تا حسينيه گسترش پيدا كندو و امروز به تاريخ 1/4/1386 با حضور خير محترم و بانی خیركلنگ احداث آن به زمين خورد . در اين حضور قرار براين شد كه هيئت امنا از امروز كار ساختمان حسينيه را شروع كرده شرايط مناسب را براي اجراي فنداسيون ايجاد نمايند.

ان شاءالله در آينده نچندان دور شاهد يك فضاي مذهبي ، فرهنگي، آموزشي، خواهيم بود همچنين سعي خواهيم كرد در روزهاي آينده اطلاعات بيشتري از نقشه و نحوه ساخت را به اطلاع همگان برسانيم.

ضمنا از امروز گزارش ماهيانه اي را از پيشرفت ساختمان حسينيه خواهيم نوشت.

ميتوانيد عكسهاي امروز روز كلنگ زدن شروع ساختمان را در ادامه مطلب ببينيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 22:40  توسط 4کوچه پایینی | 

با همت جوانان كوچه پايين دزد كابلهاي برق كوچه باغهاي سرده دستگیر شد؛

جريان از اين قرار بوده كه ديشب با مشكوك شدن دوتن از جوانان كوچه پايين به يك پرايد در كوچه باغ و تعقيب آن متوجه مي شوند كه پرايد متعلق به يكي از آژانسها مي باشد و مسافر آن خودرا پنهان مي كند و مشكوك است . فرداي آن روز يعني امروز 30/3/86 با در ميان گذاشتن جريان شب گذشته با ديگر دوستان خود و بررسي و پرس و جو از آژانس مربوطه متوجه مي شوند كه ديشب شخصي با آژانس تماس گرفته و درخواست ماشین می کند؛ تا براي بردن كابلهايي كه شب گذشته از تير برق همان كوچه دزديده شده بوده و در يكي از باغها پنهان كرده بوده به كوچه باغ بروند.

بعد از مطمعن شدن جوانان کوچه پایینی  از دزدي كابلها و آگاهي از دزد كابلها و مكان آنها با آگاهي تفت تماس ميگيرند و با حضور به موقع مامورين آگاهي در عصر امروز دزد كابلها دستگير ميشود.

كه فعلا براي بررسيهاي بيشتر در آگاهي به سر ميبرند.

در مورد دزد كابلها فكر ميكنم بهتر است فعلا حرفي نزنيم تا موضوع در آگاهي بررسي شود وبعد به اطلاع شما برسانيم تا خداي ناكرده به ناحق حرفي نزده باشيم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 23:5  توسط 4کوچه پایینی | 

ديروز تصميم گرفتم براي گفتن مشكلي در محل زندگي ام به شهرداري به شماره 137 زنگ بزنم .

اول بايد بگويم كه اگر شما در ساختمان سازي خلافي انجام بدهيد يا هر كاري ديگر كه براي شهرداري داراي سود باشد (از محل جريمه يا به شكل ديگري ) به سرعت شهرداري با خبر مي شود. ولي اگر در محل شما مشكلي از طرف كم كاري شهرداري باشد اصلا شهرداري مطلع نمي شود و شما بايد زحمت اطلاع رساني را انجام بدهيد.

به هر حال از ساعت 9 صبح تا 11 صبح چندين بار به شماره 137 زنگ زدم اما هيچ كس جواب نداد و حتي روي پيام گير هم نرفت. بعد از نا اميدي از اين طريق تصميم گرفتم به شهرداري زنگ بزنم . شماره 2040 را از دفترچه تلفن پيدا كردم و زنگ زدم بعد از چند بار بوق زدن خانمي گوشي را برداشت، گفتم مي خواهم در مورد اين مشكل با مسئول مربوطه صحبت كنم هنوز داشتم حرف ميزدم كه متوجه شدم آهنگ وصل كردن تلفن دارد مي نوازد.

بعد از مدتي انتظار كسي جواب نداد و تلفن قطع شد؛ دوباره تماس گرفتم و به خانم گفتم: تلفن قطع شد ، مجددا وصل كردند باز كسي جواب نداد.

دوباره تماس گرفتم و به آن خانم گفتم: هيچ كدام از مسئولين قبلي جواب ندادند ايشان مجددا به جايي وصل كردند باز كسي جواب نداد؛ دوباره تلفن به خودشان وصل شد آن خانم كه خود نيز خسته شده بود ،خود در مقام يك مسئول درآمد و گفت : آقا مشكل شما چيست؟ بگوييد من خودم پيگيري ميكنم!!!!!!!!

اما من كه هم خسته شده بودم و هم ناراحت از اين وضع، گفتم: به شخص آقاي شهردار وصل كنيد ايشان وصل كردند . بعد از چند لحظه كسي جواب داد كه با شناختي كه از صداي آقاي شهردار داشتم متوجه شدم شخص ديگري است. گفتم شما؟ گفتند آقاي شهردار ماموريت هستند و من معاون ايشان در خدمت شما هستم.

من مشكل خودم را مطرح كردم و جوابهاي بي ربط و گاها تحریک آميز  نيز از آقاي معاون شنيدم اما جالب تر اينكه اينقدر آقاي معاون تند و سريع صحبت مي كردند كه قسمت عمده اي از حرفهاي آقاي معاون نا مفهوم بود .

نتيجه اينكه بعد از تلاش زياد و پيدا كردن يك مسئول براي مطرح كردن مشكل خود هيچ گونه جواب و نتيجه قانع كننده اي در يافت نكردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:37  توسط 4کوچه پایینی | 

يادم هست زماني كه در دبستان درس مي خواندم و از تلويزيون تصوير فلسطينيها را مي ديدم از پدرم و مادرم و با در مدرسه از معلمم مي پرسيدم كه جريان اين فلسطينيها چيست؟ يادم هست مشهور ترين جوابي كه از آنها مي شنيدم اين بود كه اسرائيليها وارد فلسطين شدند و خانه ها و زمينها ي آنها را به قيمتهاي خيلي بالا خريداري كردند و مردم آنجا هم خيلي خوشحال از اينكه خانه هاي خود را چند برابر قيمت واقعي مي فروشند و زماني از اين خواب غفلت بيدار شدند كه ديگر براي ماندن در فلسطين خانه اي نداشتند.

حال اين نمايشگاه دائمي و طبيعي سرگذشت فلسطينيها در تفت بر پااست .

باغها و زمينهاي مرغوب تفت مورد هجوم سرمايه دارهاي يزدي قرار گرفته است و خانه ها ي قديمي و بافت قديمي شهر مورد هجوم مهاجران شهر هاي ديگر و روستائيان قرار گرفته است.

و ما خوشحال از اينكه باغي را كه مثلا 20ميليون تومان مي ارزد به قيمت 100 ميليون تومان فروخته ايم.

وقتي از كوچه باغهاي باصفاي تفت عبور مي كني تا ديروز اين باغ متعلق به فلاني بود اما حالا آدمهاي غريبه اي در آن رفت و آمد مي كنند . ويا فلان باغ كه روزي درخت توت آن بين اهالي آن محله زبان زد بود حالا آن درخت را صاحب جديد آن بريده است تا به جاي آن يك ساختمان 150متري بسازد.

وقتي به خانه پدر بزرگم مي روم جالب است كه من آدمهاي غريبه اي را در كوچه هاي دوستي كاهگلي قديمي مي بينم اما جالب تر اينكه آنها نيز با خود ميگويند اين غريبه اينجا چكار ميكند و براي چه آمده؟ خب حق دارند آنها مالكان جديد آن خانه هاي قديمي هستند و تعدادشان هم بيشتر از مردمان بومي آنجاست چون معمولا در يك خانه چندين خانوار زندگي مي كنند.

خب نتيجه اينكه مردم تفت هنوز هم در خواب هستند شما هم اگر سرمايه اي داريد مي توانيد از اين نمايشگاه بازديد كنيد . پس عجله كنيد تا مردم …….

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 16:50  توسط 4کوچه پایینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ما چهار تن ازجوانان کوچه پایین محله سرده تفت هستیم که برای بهبود وضع شهر انتقادات و پیشنهادات خودرا در این وبلاگ خواهیم نوشت .امیدواریم که به گوش مسئولین شهر برسد.ضمنا وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی در قبال نظرات بازدید کنندگان محترم از وبلاگ را ندارد.
دوستانی که مایلند برای نویسندگان وبلاگ مطلبی بفرستند یا مطلبی با نام خودشان در وبلاگ ثبت شود مطالب را به این پست الکترونیک بفرستند: kochepayeen@gmail.com

نوشته های پیشین
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
تاریخی های کوچه پائین
انتقادات و پیشنهادات درمورد شهر
شنيده ها
نقد هايي بر عملكردها
شرکت تعاونی مسکن استقامت
مطالب شنیدنی تفت
گزارش ساختمان حسینیه
نویسندگان
4کوچه پایینی
4کوچه پایینی
4کوچه پایینی
پیوندها
باران
یادگاری
تفت زیبا
تفتي تباران
تفت چه خبر ؟
شب کویرپرستاره
شهر داري تفت
...یزد خبر......میرزابنویس
ساباط(کوچه های سقف دار)
میدیا
بلور_رویاها
تفت شهر فراز
نگين كوير ما
دل نوشته هاي فهيمه
اي اشكها بريزيد
استخاره با قرآن
نوشته هاي حسين مكي زاده
باغ گلابدان
باشگاه كاراته قدس آموزش وپرورش تفت
روزانه هاي تفت
من وشهرم
بزرگترین وبلاگ دانلود اهنگ های رپ فارسی
حاجي اصغر باغبون
يزد شناسي
دختر خيره سر
عشق پرواز بلنديست
بيا هرشب كنار نور يك شمع به فكر پيچك همسايه باشيم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان