تبليغاتX
زیبا شهری بنام تفت
جوانان کوچه پایینی از تفت می نویسند.

دیروز در اتوبوس خط واحد بودم وبه طرف یزد می رفتم مکالمه دوتن از کسانی که در اتوبوس بودند را شنیدم برایتون نقل می کنم:(اسامی مجازی است)

خسرو: ببینم احمدی نژاد کی قراره بیاد؟

چنگیز: نمی دونم ولی قراره بیاد . چطور مگه؟

خسرو: آخه تغییر و تحولی در شهر بوجود اومده . اونم خیلی سریع و بی صدا. قبلا برااینکه یک چاله تو کوچه پربشه باید اونقدر بری و بیایی و تلفن بزنی و طومار محلی پر کنی اونم تا پای یکی از مسئولین تو چاله نمی رفت اون چاله پر نمی شد ولی الآن شهرداری داره تو چند منطقه کار مکنه مثل: میدون شهرک قدس - میدون محسن خان - هشت راه چکنم سرده - پیاده رو خیابان نزدیک دانشگاه آزاد - فضای سبز بین دو جاده تفت به یزدکه خیلی هم سریع پیش میره و یا همین روشنایی جاده تفت به یزد که طی این یکماه خیلی سریع درست شد . نشون میده که کل استان به تکاپو افتاده.

چنگیز: آخه احمدی نژاد چند ماهی است که قراره بیاد یزد برا همین مسئولین اینجوری فعال شدند ودارند کار می کنند .

خسرو: خب پس اگر اینطوره یک طومار پرکنیم و به احمدی نژاد بگیم که مسئولین یزد را همینطور در انتظار بگذارد و روزهای آخر ریاست جمهوریش به یزد بیاد شاید اینطور مردم بیشتر دعاگو باشند و خدمات رسانی ارگانها و سازمانها و ادارات هم بهتر بشه.

حالا نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:49  توسط 4کوچه پایینی  | 

عکسهایی از محرم در تفت و نخل برداری در حسینیه امام

برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیلک کنید

با تشکر از دوست بسیار عزیزم مجید رضا دهقانی که این

عکسها را در اختیار وبلاگ ما گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 15:1  توسط 4کوچه پایینی  | 

مردم گريه كنيد , مردم بايد گريه كنيد نه در عزاي حسين بلكه براي تحريفات قيام حسين امر به معروف و نهي از منكر را بايد از همين جا شروع كرد اگر امروز به اين تحريفات اعتراض نكنيم معلوم نيست در آينده چه گفته هايي را از قيام امام حسين بشنويم اگر در ظهر عاشورا در مراسم نخل برداري در حسينيه امام بوديد حتما از مداح محترم بازار شنيديد مطلبي را در مورد كمر بند 4000 درهمي امام حسين و طمع ساربان براي برداشتن آن بعد از شهادت امام و تلاش امام حسين براي حفظ آن با گذاشتن دست چپ و راست خود روي آن و قطع كردن دستها توسط آن شخص آيا واقعا اين حرفها را باور مي كنيد آيا درست است كه از يك تريبون به اين مهمي اين مطالب به مردم گفته شود نمي دانم آيا حاج آقاي صدوقي امام جمعه يزد نيز كه در اين مراسم بودند به اين مطلب اعتراض كردند يا نه شايد اعتراض ايشان به آن مداح مي توانست دل دردناك مردم تفت از اين گفته را تسلي بخشد و همچنين دل امام زمان را.

پس مردم گريه كنيد گريه كنيد.

با تحقیقاتی که اعضای وبلاگ انجام داده اند مطلب بالا کاملا دروغ است  اما به گفته یک استاد تاریخ در دوازده کتاب مقتلی که وجود دارد فقط در یکی از انها این مطلب آمده است آن هم نه به این کیفیت و این شکل حالا اگر خوانندگان عزیز نظری راجع به مطلب بالا دارند یا منبع و ماخذی سراغ دارن در قسمت نظرات اعلام داند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 9:6  توسط 4کوچه پایینی  | 

چون ایام محرم است ومعمولا خیلی از افراد که در طول سال همدیگه را نمی بینند در این دهه همدیگر را می بینند و ایام گذشته را یاد می آورند دیدم بهتر است تعدادی از عکسهای قدیمی را که چند تا از آنها را قبلا دیدید را دوباره بگذارم در سایت تا ببینید و گذر عمر را درک کنید.

برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 12:51  توسط 4کوچه پایینی  | 

امروز جمعه در حسينيه كوچه پايين جوانان با حضور گرم خود پوش حسينيه را بالا بردند و هيئت امنا حسينيه نيز با گرمي از آنان پذيرايي كردند جو صميمي و دوستانه بين كوچه پاييني ها واقعا جالب و ديدني بود جوانان با راهنمايي و هدايت مسئولين حسينيه كوچه پايين مانند حاجي كاظم و عبدالرضا شير يزداني سيد مرتضي اعرابي و حسينيه را براي مراسم عزاداري آماده كردن . خدا اجرشان بدهد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 17:33  توسط 4کوچه پایینی  | 

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

براي اين پست مراسم ظهر عاشورا در شهرستان تفت را برايتون مي نويسيم.

نمي دانم چرا عزاداري براي امام حسين (ع) به اين شكل جا افتاده است يعني هنوز امام حسين شهيد نشده است ما ده شب براي ايشان عزاداري مي كنيم ولي با شهادت ايشان در ظهر عاشورا تقريبا عزاداريها تمام مي شود. اما به هرحال مراسم عزاداري در تفت به اين صورت است كه هرشب يكي يا چندمحله ميزبان هياتها ي عزاداري هستند تا شب آخر مثلا شب عاشورا محله سرده ميزبان تمام هياتهاي تفت است و فرداي آن روز يعني صبح روز عاشورا تمام هياتهاي عزاداري طبق برنامه اي كه از طرف فرمانداري تعيين شده است وارد حسينيه امام مي شوند وبه عزاداري مي پردازند تا ظهر عاشورا بعد از عزاداري در صبح و شهادت امام حسين در ظهر عاشورا مردم طبق يك سنت قديمي براي نخل برداري (نقل برداري) به حسينيه امام مي آيند البته در تفت دو حسينيه بزرگ يكي حسينيه ابوالفضل (ع) در محله گرمسير و ديگري حسينيه امام در محله بازار وجود دارد كه دو نخل قديمي بزرگ در آنجا هست كه نماد تابوت امام حسين(ع) و در روز بيست و يكم رمضان تابوت حضرت علي (ع) است .

مراسم به اين شكل اجرا مي شود كه جوانان هيئت سرده از محله خود با پاي پياده و سينه زنان به طرف حسينيه گرمسير حركت ميكنند و در مسير با خواندن نوحه هاي زيبا مثل:

روز قتل بي كسان است اي خدا

ماتم لب تشنگان است اي خدا

این حسین نازنیین است ای خدا

جسم پاکش بر زمین است ای خدا

و پيوستن مردم به آنها تا نزديكي حسينيه مي روند در آنجا مردمي كه در زير نخل جا گرفته اند كه شامل جوانان محله گرمسير در سمت راست نخل جوانان سلطان آباد در  جلو نخل و جوانان محله بازار در عقب نخل هستند سمت چپ نخل را هم براي هيئت سرده در نظر مي گيرند.

دز اينجا هيئت سرده بر سر زنان و با گفتن حسين حسين و دوان دوان وارد حسينيه مي شوند . و به طرف نخل مي روند و در زير نخل در جايگاه مخصوص خود جاي ميگيرند و با صداي يا علي نخل را بلند مي كنند و حركت مي كنند در اين لحظه از بلند گو تكيه اذان گفته مي شود . شخصي روي نخل به عنوان راهنما مي ايستد و نخل برداران را راهنمايي مي كند. بعد از گرداندن نخل دور كلك حسينيه براي سه مرتبه نخل را در پايين حسينيه گذاشته و باز با حسين حسين گفتن جلو عزاخانه امام حسين مي آيند دقائقي را بر سر و صورت خود مي زنند و حسين حسين مي گويند . در حسينيه گرمسير مراسم تا همين جا تمام مي شود . بعد هيئت سرده از حسينيه گرمسير به طرف حسينيه امام حركت مي كنند.

و مانند دفعه قبل با پاي پياده و سينه زنان و نوحه خواني مثل:

اين قاسم پادر حنا در كربلا

اي شعور آخر عزا شد اي خدا

در نجف شیر خدا دارد عزا

فاطمه بر سر زنان است ای خدا

تا پايين حسينيه امام مي آيند مردم در زير نخل جا گرفته اند طبق سنت قديمي قسمتي از نخل براي جوانان بازار و قسمتي براي محلات ديگر در نطر گرفته شده است و قسمتي را هم براي هيئت ميهمان يعني سرده در نظر مي گيرند.

هيئت با ورود به حسينيه به طرف نخل مي روند و حسين حسين كنان در زير نخل جا مي گيرند و با مستقر شدن همه در زير نخل و بلند كردن نخل با همصدايي يا علي نخل برداري آغاز مي شود و صداي موذن در حسينيه طنين انداز مي شود. واقعا صحنه تكان دهنده اي است همه كساني كه در اطراف حسينيه هستند و تماشا مي كنند در حال گفتن حسين حسين هستند و همينطور اشك از ديدگانشان روان است. عده اي از مردم كه نذر و نياز دارند با رسيدن نخل به پايين حسينيه براي بار اول گوسفند يا گاو يا هر چيز ي كه نذر كرده اند را جلو نخل قرباني مي كنند . در اينجا نيز نخل سه دور دور حسينيه مي چرخانند سپس نخل را زمين گذاشته و به طرف عزاخانه مي دوند و هر كس در آنجا ارباب بي كفن خود را صدا مي زند تا اينكه صداي خواندن تعدادي از قديميهاي هيئت بازار به گوش مي رسد .

تا كه ز مركب شه والا فتاد              غلغله بر عالم بالا فتاد

لرزه بر آن چرخ معلا فتاد                 گفت در آن لحظه خداي كريم

                       انا فديناه بذبح العظيم

ذكر گرفتي كه زحق جبرئيل             آمده از نزد خداي جلیل

داد بشارت به نجات خليل                گفت در آن لحظه خداي كريم

                           انا فديناه بذبح العظيم

فاطمه گيسوي پريشان بكف             نعش حسين را بگرفتي ز بر

گفت كه اي زاده من اي پسر              گفت در آن لحظه خداي كريم

                              انا فديناه بذبح الظيم

گفت كه اي اكبر نا شاد من                گفت كه اي قاسم داماد من

گفت كه اي اضغر ناكام من                  گفت در آن لحظه خداي كريم

                             انا فديناه بذبح العظيم

سپس مطالبي از غريبي حسين خوانده مي شود بعد نوحه خوانان هيئت بازار و سرده نوحه مي خوانند و مردم به سينيه مي زنند سپس هيئت سرده شام غريبان را از همانجا شروع مي كنند و به طرف محله خود حر كت ميكنند. در اینجا هیئت دو گروه شده و یک گروه می نشیند و برسر زنان ابیاتی را می خواند و بلند می شوند و حرکت می کنند و گروه دیگر می نشیند و ابیاتی می خوانند و همین جور تکرار می شود . ابیاتی مانند:

شام غریبان حسین امشب است امشب است

اول درد و مهن زینب است زینب است

حاجتی دارم به تو ای ساربان ساربان

این شتران را تو به تندی مران ساربان

طفل یتیمی زحسین گمشده گمشده

زینب از این غصه دلش خون شده خون شده

بابا حسین جان امشب کجایی ؟

از ما یتیمان بابا جدایی

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 17:32  توسط 4کوچه پایینی  | 

محرم ماه خون و قيام , ماه حزن و اندوه ,‌ ماه مردي و مردانگي و آزادگي از راه رسيد . باز حسينيه ها و تكيه ها سياه پوش شدند حال و هواي مردم بار ديگر تغيير كرد و جنب و جوش در مردم افتاد تا بار ديگر عزاداري براي حسين زهرا عابرومند برگزار شود.

اما چيزي كه در اين ايام ناراحت كننده است كارهايي است كه به اسم عزاداري و يا براي امام حسين انجام ميشود. كه براي مردم ايجاد مزاحمت مي كند . مثل بزرگ كردن حسينيه ها و كوچه هاي قديمي كه در اين سالها در محلات قديمي تفت شروع شده است و متاسفانه باعث نا رضايتي مردم نيز هست و باعث از بين رفتن آثار تاريخي و تكيه هاي قديمي و قشنگي كه هويت و فرهنگ گذشته ما را نشان مي دهد نیز شده است.

اگر ما بجاي از بين بردن اين بنا ها و بزرگ كردن حسينيه ها براي يك شب بياييم و به محتواي عزاداري ها توجه كنيم و براي ده شب محرم يك واعظ خوب و باسواد دعوت كنبم و مردي و مردانگي و استقامت بر حق و ديگر شعار هاي محرم را تقويت كنيم قطعا نتيجه بهتري از محرم گرفته مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 14:36  توسط 4کوچه پایینی  |