|
|
|
|
|
آمد بهار جانها ای شاخ تر برقص آ چون یوسف اندر آمد مصر و شکر برقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیر جوش در روح جان پدر برقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی در رسیدی از پا و سر بریدی بی پا و سر برقص آ تیغی بدست خونی آمد مراکه چونی گفتم بیا که خیرست گفتا نه شر برقص آ طاووس ما در آید وان رنگها بر آید تا مرغ جان سر آید بی بال و پر برقص آ کور و کران عالم دید از مسیح مریم گفتا مسیح مریم کای کور و کر برقص آ مخدوم شمس دینست تبریز رشک چین است آمد بهار حسنش شاخ و شجر برقص آ
نوروز ۱۳۸۶ مبارک باد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 16:58 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
با نزديك شدن به سال نو به دنبال مطلبي مي گشتم كه در باره گردشگري و چگونگي بهره برداري از مسافرتهاي نوروزي باشد هرچه نوشتم به نظرم جالب نبود تا اينكه ديروز به كتابخانه رفتم براي خواندن روزنامه كه الحمدلله به بركت تلاشهاي شبانه روزي اداره ارشاد و نهاد كتابخانه ها آخرين شماره روزنامه كه در كتابخانه بود مربوط به ده روز پيش بود به ناچار در قفسه هاي كتاب به دنبال كتاب مناسبي بودم براي مطالعه در اين حين كتابي نظرم را جلب كرد , كتابي در قطع پالتويي بود و روي آن نوشته بود امارات متحده عربي تاليف مراد مهديون و در پايين كتاب نوشته بود : كاملترين راهنماي سفر به كشور امارات متحده عربي. وقتي كتاب را باز كردم ديدم همه نوع اطلاعاتي از كشور امارات در آن نوشته شده است . اسم هتلها- رستورانها – مراكز خريد – مراكز تفريحي – بانكهاي ايراني با تمام جزئيات :شامل آدرس – تلفن و يا توضيحاتي بيشتر. واقعا يكه خوردم در ايران در شهر تفت مي توان اسم و آدرس و تلفن فلان پمپ بنزين در شهر دبي را دانست و پيدا كرد ولي اگر بخواهيم نام پمپ بنزين تفت را بدانيم نمي توانيم.از متصدي كتابخانه پرسيدم آيا همچنين كتابي راجع به ايران داريد. گفت: خير گفتم در ديگر كتابخانه هاي تفت چي ؟ گفت: من تا حالا نديدم . واقعا تاسف خوردم چرا ما نبايد اين اطلاعات كامل و جامع از ايران كه براي گسترش گردشگري و جذب توريست لازم است را داشته ياشيم . فقط وقتي از مسئولين در اين باره سئوال مي شود هميشه جوابهاي تكراري مي شنويم و از كاستي ها گله مي شود انگار كسي مسئول اجرا نيست همه گله مي كنند و تاسف ميخورند. واقعا پيشرفت اتفاقي نيست زحمت -تلاش و ابتكار مي خواهد لااقل از چگونگي پيشرفت ديگر كشورها تقليد كنيم .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 21:13 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
شایعه٫ شایعه نمی دانم با دروغ چه شباهتی یا چه تفاوتی دارد اما به نظر خودم شایعه یک نوع دروغ است که زمینه و پایه ای دارد که منجر به دروغهای بعدی می شود. مثلا آمدن رئیس جمهور به یزد یک پایه و اساس برای شایعاتی شده است که هر روز ابعاد گسترده ای را به خود می گیرد. قرار بود هفته پیش رئیس جمهور به یزد بیاید حتی جایگاه ویژه بازدید مردمی رئیس جمهور نیز در تفت آماده شده بود اما سفر رئیس جمهور عقب افتاد. نمی دانم این عقب افتادنهای مکرر سفر رئیس جمهور به یزد چقدر هزینه برای استانداری یزد یا بهتر بگیم برای مردم استان دارد اما می دانم سفره بزرگی برای شایعات پهن شده است. شایعاتی که سعی در توجیه علت عقب افتادن سفر رئیس جمهور دارد٫ بشنوید: - آماده نبودن طرحهای عمرانی جهت افتتاح - اختلاف نظر بین مردم طبس برای ملحق شدن به یزد یا خراسان رضوی و........... حتی خراب بودن خطهای موبایل طی این دو سه هفته مزید برعلت شده تا شایعه کنترل بودن خطهای موبایل و تلفن هم به این جمع گسترده شایعات بپیوندند. و یا شایعات دیگری که حتما شنیدید. آیا فکر نمی کنید در این وضعیت استانداری با شفاف سازی و اطلاع رسانی درست و به موقع می تواند جلو این شایعات مخرب را بگیرد. و یا حتی نهاد ریاست جمهوری٫ یادم هست در یکی از سفرهای قبلی که به علت خرابی هوا سفر رئیس جمهور به عقب افتاده بود آن هم برای یک نیم روز٫ رئیس جمهور از مردم آن استان عذر خواهی کرد اما در اینجا که هنوز هیچ دلیل قانع کننده ای برای عقب افتادنهای مکرر سفر اعلام نشده هیچ اطلاعیه ای از نهاد ریاست جمهوری منتشر نشده واقعیت چیست چرا کسی جواب نمی دهد آیا این توهین به مردم یزد نیست؟
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 9:26 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند شب پیش وقتی از میدان امام تفت رد می شدم دیدم افراد زیادی به دور یک تریلی جمع شدند و خیلی شلوغ کردند و از سر و کول یکدیگر بالا می روند نا خودآگاه به یاد حرف قدیمیها افتادم و اینکه میگفتند در قدیم مردم برای گرفت کالاهای اساسی زندگی و نیاز های مهم غذایی مثل گوشت و روغن و برنج و... چه صفهای طولانی که نمی بستند و چه دردسرهایی را که تحمل نمی کردند . خودم را به جمعیت رساندم و با کمال تعجب دیدم این همه شلوغی و ازدحام فقط به خاطر سیب زمینی ارزان است . هرچه به ذهن خودم فشار آوردم هیچ موردی را به یاد نیاوردم که قدیمیها از شلوغی و صفهای طویل برای گرفتن سیب زمینی تعریف کرده باشند. پیش خودم فکر کردم اگر خدای ناکرده روزی دولت قصد کند کالاهای اساسی مردم را اینطور ارزان بفروشد چه اتفاقی خواهد افتاد!!! شما چی فکر میکنید.؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 9:31 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||