|
|
|
|
|
هنوز يك هفته اي از تقدير و تشكر دادستان تفت از رئيس پليس تفت نگذشته است كه امروز عصر حدود ساعت ۳ بانك تجارت شعبه تفت در مقابل ديدگان ماموران كلانتري 11 تفت مورد دست برد دزدان قرار گرفت و طبق شنيده ها مبلغ 9 ميليون تومان پول نقد و مبلغ 800 ميليون تومان چك مسافرتي به سرقت رفته است و جالب آنجاست كه نه هيچ قفلي شكسته شده است و نه آژير خطر به صدا در آمده است و كليد گاو صندوق نيز در بانك روي ميز قرار داشته است. اما جالبتر از همه آنها واكنش مردم نسبت به اين خبر بود چنانكه در مدت 3 ساعتي كه من در محل بودم خوشحالي مردمي كه اين خبر را مي شنيدند را مي ديدم . عده اي از اين خوشحال بودند كه هرچه از بي امنيتي تفت و دزديدي اموال مردم فرياد مي زدند به گوش مسئولين نمي رفت و حالا دزدان به اموال دولتي دست برد زدند.و عده اي از بي نظمي بانك مربوطه سخن مي گفتند كه حالا دلشان خنك شده بود. به هر حال همه نوع دزدي و بي امنيتي در تفت بود الا دزدي از بانك كه اين هم اتفاق افتاد. (به خودمون چشم نزنیم دست کمی از شهر های لوس آنجلس و دیگر شهر های مهم دنیا نداریم دست دزدا درد نکنه که ما را به این افتخارات بزرگ میرسانند.) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:13 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
تقدير و تشكر دادستان تفت از رئيس پليس شهر دادستان عمومي و انقلاب شهرستان تفت از رئيس پليس شهرستان به علت برقراري نظم و امنيت در ايام تعطيلات نوروزي تقدير و تشكر نمودند. بنا به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، قاضي شفيعي دادستان عمومي و انقلاب شهرستان تفت طي نامه اي بيان داشت: بي ترديد موفقيت نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در فراهم نمودن موجبات افزايش امنيت عمومي و جاده اي، رضايتمندي شهروندان و كاهش چشمگير جرائم در روزهاي پاياني و ايام تعطيلات نوروزي به رغم افزايش مسافرت و حجم تردد در محورهاي ارتباطي مويد عزم و اراده، مديريت توانمند تلاش بي شائبه و شبانه روزي فرماندهان و همكاران درمجموعه ناجا مي باشد؛ … …(گزيده اي از دوهفته نامه گلنار) مطلب بالا را در دوهفته نامه گلنار خواندم و ابهاماتي به شرح ذيل برايم بوجود آمد؛ هر دوي آقايان كمتر از چند ماه است كه به اين پست جديد آمده اندو آقاي شفيعي در بدو انتصاب به عنوان دادستان تفت، اولين كاري كه به نظر ايشان رسيده است تقدير و تشكر از رئيس پليس شهر است. كه علت اين عمل دو چيز ممكن است باشد، يا آقاي دادستان از وضع امنيتي در شهر بي خبرند(كه بعيد به نظر مي رسد)؛ و يا اينكه خواسته اند غوره چشم رئيس پليس تازه وارد كنند. نظم و امنيت از نظر آقاي دادستان چگونه تعريف مي شود؟ آيا دزديدن كابلهاي برق در كوچه باغها و مناطق دور افتاده كه هر روز هم به حجم اين دزديها افزوده مي شود امنيت است؟ آيا دزديدن تاكنون سه نوجوان در شهر و معلوم نبودن سرنوشت آنها امنيت تعريف مي شود؟ و جالب تر اينكه خانواده ارداني زاده(والدين يكي از نوجوانان ربوده شده) با توجه به اينكه از مسئولين امنيتي تفت نا اميد شده اند بدنبال حضور قاضي مرتضوي در تفت عاجزانه تقاضاي رسيدگي به پرونده آنها از طريق مقامات قضايي كشور شده اند. و سرقت محصولات باغي از انبارها، سرقت و كشتن احشام و دزديهايي كه در اين مدت از ساختمانهاي نيمه ساز در شهر شده است و دزديدن درب و پنجره هاي آهني و آلومينيوم و بردن مصالح ساختماني از خانه ها و …از نظر دادستان شهر امنيت محسوب مي شود. و آيا اساسا نظم و امنيت مربوط به ايام نوروز است و در ديگر ايام سال اين امنيت نياز نيست؛ و آيا آقاي دادستان از مردم تفت نظر سنجي كرده اند كه رضايتمندي مردم را از عملكرد پليس اعلام داشته اند؟ در پايان بهتر نيست ادارات و سازمانها و مراكز قضايي و انتظامي به جاي تشريفات و كاغذ بازيهاي اداري و تقدير و تشكرات رسمي و اداري از يكديگر كه بقولي نوعي آب توي كلاه هم كردن است وظايف خودرا به نحو احسن انجام دهند و اگر تشويقي نياز باشد مردم شريف و حق شناس تفت خود به انجام اين امور اشراف كامل دارند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:32 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
تعجب نكنيد شايد يكي از مسئولين آموزش و پرورش شهر قم از نوادگان ملانصرالدين باشد , چون يكي از قوانين خانه معلم شهر قم شباهت زيادي به يكي از حكايتهاي ملا دارد . يكي از فرهنگيان تعريف مي كرد كه براي كاري مجبور شدم پنج شنبه و جمعه 13و14 ارديبهشت به شهر قم بروم براي همين منظور يك هفته قبل از آن با خانه معلم قم تماس گرفتم و درخواست رزرو اتاق در تاريخ هاي فوق كردم اما از متصدي آنجا اين جملات را شنيدم؛ ((ما اينجا تلفني اتاق رزرو نمي كنيم اگر ميخواهيد بايد حضورا تشريف بياوريد و با ارائه كارت شناسايي آموزش و پرورش اتاق رزرو كنيد.)) اين قضيه را كه شنيدم ياد حكايت ملا افتادم كه ملا براي كار چند ماهي را دور از شهر و خانواده اش بود و ميخواست براي اهل و عيال خود نامه بفرستد براي اين كار نامه اي نوشت و در دروازه شهر ايستاد تا اگر كارواني يا مسافري به شهر ملا مي رود نامه را به خانواده اش برساند ولي تاشب هيچ كس نيامد ملا فردا صبح خود عازم شهرو ديار خود شد ونامه را به در خانه خود رساند و هرچه همسرش اصرار كرد كه داخل برود نرفت و گفت من فقط آمده بودم نامه را بدهم و بروم و برگشت. حالا قضيه اين معلم است كه بايد يك دفعه به قم برود و اتاق رزرو كند و برگردد و بعد در تاريخهاي فوق دوباره به قم مسافرت كند. ما كه نمي دانيم اين نواده ملانصرالدين در كدام قسمت آموزش و پرورش قم مشغول به كار است. شما هم خواستيد مي توانيد با اين شماره تلفن 02517701012 آزمايش كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:12 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
فصل بهار فصل رويش است ؛ فصل وصل گل و بلبل است ؛ اما دريغ كه امروز روز فصل يكي از ياران وبلاگ است.
اين فصل كه به واسطه خدمت سربازي صورت گرفته است يكي از ياران دوست داشتني و عزيز ما را براي مدتي از ما جدا كرده است. اي دوست ما همچنان به ياد تو هستيم و به انتظار بازگشت تو مي مانيم.شايد خاطرات سربازي ات روزي زينت بخش وبلاگ باشد. به اميد ديدار 3 كوچه پاييني |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 9:34 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||