تبليغاتX
زیبا شهری بنام تفت
جوانان کوچه پایینی از تفت می نویسند.

با همت جوانان كوچه پايين دزد كابلهاي برق كوچه باغهاي سرده دستگیر شد؛

جريان از اين قرار بوده كه ديشب با مشكوك شدن دوتن از جوانان كوچه پايين به يك پرايد در كوچه باغ و تعقيب آن متوجه مي شوند كه پرايد متعلق به يكي از آژانسها مي باشد و مسافر آن خودرا پنهان مي كند و مشكوك است . فرداي آن روز يعني امروز 30/3/86 با در ميان گذاشتن جريان شب گذشته با ديگر دوستان خود و بررسي و پرس و جو از آژانس مربوطه متوجه مي شوند كه ديشب شخصي با آژانس تماس گرفته و درخواست ماشین می کند؛ تا براي بردن كابلهايي كه شب گذشته از تير برق همان كوچه دزديده شده بوده و در يكي از باغها پنهان كرده بوده به كوچه باغ بروند.

بعد از مطمعن شدن جوانان کوچه پایینی  از دزدي كابلها و آگاهي از دزد كابلها و مكان آنها با آگاهي تفت تماس ميگيرند و با حضور به موقع مامورين آگاهي در عصر امروز دزد كابلها دستگير ميشود.

كه فعلا براي بررسيهاي بيشتر در آگاهي به سر ميبرند.

در مورد دزد كابلها فكر ميكنم بهتر است فعلا حرفي نزنيم تا موضوع در آگاهي بررسي شود وبعد به اطلاع شما برسانيم تا خداي ناكرده به ناحق حرفي نزده باشيم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 23:5  توسط 4کوچه پایینی  | 

ديروز تصميم گرفتم براي گفتن مشكلي در محل زندگي ام به شهرداري به شماره 137 زنگ بزنم .

اول بايد بگويم كه اگر شما در ساختمان سازي خلافي انجام بدهيد يا هر كاري ديگر كه براي شهرداري داراي سود باشد (از محل جريمه يا به شكل ديگري ) به سرعت شهرداري با خبر مي شود. ولي اگر در محل شما مشكلي از طرف كم كاري شهرداري باشد اصلا شهرداري مطلع نمي شود و شما بايد زحمت اطلاع رساني را انجام بدهيد.

به هر حال از ساعت 9 صبح تا 11 صبح چندين بار به شماره 137 زنگ زدم اما هيچ كس جواب نداد و حتي روي پيام گير هم نرفت. بعد از نا اميدي از اين طريق تصميم گرفتم به شهرداري زنگ بزنم . شماره 2040 را از دفترچه تلفن پيدا كردم و زنگ زدم بعد از چند بار بوق زدن خانمي گوشي را برداشت، گفتم مي خواهم در مورد اين مشكل با مسئول مربوطه صحبت كنم هنوز داشتم حرف ميزدم كه متوجه شدم آهنگ وصل كردن تلفن دارد مي نوازد.

بعد از مدتي انتظار كسي جواب نداد و تلفن قطع شد؛ دوباره تماس گرفتم و به خانم گفتم: تلفن قطع شد ، مجددا وصل كردند باز كسي جواب نداد.

دوباره تماس گرفتم و به آن خانم گفتم: هيچ كدام از مسئولين قبلي جواب ندادند ايشان مجددا به جايي وصل كردند باز كسي جواب نداد؛ دوباره تلفن به خودشان وصل شد آن خانم كه خود نيز خسته شده بود ،خود در مقام يك مسئول درآمد و گفت : آقا مشكل شما چيست؟ بگوييد من خودم پيگيري ميكنم!!!!!!!!

اما من كه هم خسته شده بودم و هم ناراحت از اين وضع، گفتم: به شخص آقاي شهردار وصل كنيد ايشان وصل كردند . بعد از چند لحظه كسي جواب داد كه با شناختي كه از صداي آقاي شهردار داشتم متوجه شدم شخص ديگري است. گفتم شما؟ گفتند آقاي شهردار ماموريت هستند و من معاون ايشان در خدمت شما هستم.

من مشكل خودم را مطرح كردم و جوابهاي بي ربط و گاها تحریک آميز  نيز از آقاي معاون شنيدم اما جالب تر اينكه اينقدر آقاي معاون تند و سريع صحبت مي كردند كه قسمت عمده اي از حرفهاي آقاي معاون نا مفهوم بود .

نتيجه اينكه بعد از تلاش زياد و پيدا كردن يك مسئول براي مطرح كردن مشكل خود هيچ گونه جواب و نتيجه قانع كننده اي در يافت نكردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:37  توسط 4کوچه پایینی  | 

يادم هست زماني كه در دبستان درس مي خواندم و از تلويزيون تصوير فلسطينيها را مي ديدم از پدرم و مادرم و با در مدرسه از معلمم مي پرسيدم كه جريان اين فلسطينيها چيست؟ يادم هست مشهور ترين جوابي كه از آنها مي شنيدم اين بود كه اسرائيليها وارد فلسطين شدند و خانه ها و زمينها ي آنها را به قيمتهاي خيلي بالا خريداري كردند و مردم آنجا هم خيلي خوشحال از اينكه خانه هاي خود را چند برابر قيمت واقعي مي فروشند و زماني از اين خواب غفلت بيدار شدند كه ديگر براي ماندن در فلسطين خانه اي نداشتند.

حال اين نمايشگاه دائمي و طبيعي سرگذشت فلسطينيها در تفت بر پااست .

باغها و زمينهاي مرغوب تفت مورد هجوم سرمايه دارهاي يزدي قرار گرفته است و خانه ها ي قديمي و بافت قديمي شهر مورد هجوم مهاجران شهر هاي ديگر و روستائيان قرار گرفته است.

و ما خوشحال از اينكه باغي را كه مثلا 20ميليون تومان مي ارزد به قيمت 100 ميليون تومان فروخته ايم.

وقتي از كوچه باغهاي باصفاي تفت عبور مي كني تا ديروز اين باغ متعلق به فلاني بود اما حالا آدمهاي غريبه اي در آن رفت و آمد مي كنند . ويا فلان باغ كه روزي درخت توت آن بين اهالي آن محله زبان زد بود حالا آن درخت را صاحب جديد آن بريده است تا به جاي آن يك ساختمان 150متري بسازد.

وقتي به خانه پدر بزرگم مي روم جالب است كه من آدمهاي غريبه اي را در كوچه هاي دوستي كاهگلي قديمي مي بينم اما جالب تر اينكه آنها نيز با خود ميگويند اين غريبه اينجا چكار ميكند و براي چه آمده؟ خب حق دارند آنها مالكان جديد آن خانه هاي قديمي هستند و تعدادشان هم بيشتر از مردمان بومي آنجاست چون معمولا در يك خانه چندين خانوار زندگي مي كنند.

خب نتيجه اينكه مردم تفت هنوز هم در خواب هستند شما هم اگر سرمايه اي داريد مي توانيد از اين نمايشگاه بازديد كنيد . پس عجله كنيد تا مردم …….

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 16:50  توسط 4کوچه پایینی  | 

ديروز جمعه در نماز جمعه شركت كردم بعد از خواندن نماز جمعه از طريق تريبون نماز جمعه مطلع شدم كه آقاي يحيي زاده نماينده تفت و ميبد در بين نمازگزاران هستند و از ايشان دعوت كردند براي سخنراني تشريف بياورند ؛ ايشان به پشت تريبون آمدند و شروع به سخنراني كردند.(نقل به مضمون)

در ابتدا پيرامون شخصيت امام راحل و ارزش روحانيت بعد از انقلاب صحبت كردند و در قسمتي ديگر از سخنان خود به اين نكات اشاره كردند؛ چند روز پيش نمايندگان مجلس خدمت مقام معظم رهبري بودند و قبل از اين ديدار نمايندگان چندان از عملكرد خود راضي نبودند و خودشان از خودشان انتقاد داشتند . اما در اين ديدار مقام معظم رهبري از عملكرد مجلس هفتم ابراز رضايت كردند و بنا به گفته آقاي يحيي زاده با توجه به اينكه ايام فاطميه بوده است باز هم نمايندگان چپ و راست بعد از ديدار خيلي خوشحال بودند كه آقا از عملكرد نمايندگان ابراز رضايت نموده اند.و در ضمن گله هايي هم داشتند مثل اينكه چرا نمايندگان وقت مجلس را براي مسائل كوچكي مثل ساعت ميگيرند و در پايان از مردم به خاطر احيانا كم كاري عذر خواهي نمودند .

اما صحبت اينجاست كه:

آيا نمايندگان مجلس هفتم نماينده مردم هستند يا نماينده مقام معظم رهبري در مجلس؟ آيا هدف نمايندگان كار براي مردم است يا براي مقام معظم رهبري ؟ آيا رضايت مردم از عملكرد مجلس هفتم براي نمايندگان مهم و ارزشمند است يا رضايت مقام معظم رهبري ؟

از اينكه مقام معظم رهبري از عملكرد نمايندگان ابراز رضايت كردند حتما رضايت مردم را در نظر گرفته اند اما خوشحالي نمايندگان با آن توصيفي كه آقاي يحيي زاده نمودند جاي تعجب دارد.

نمايندگان بايد از رضايت مردم ابراز خوشحالي كنند و اگر واقعا كار براي مردم و رضايت آنان برايشان ارزشمند و مهم است هر نماينده اي در حوزه انتخابيه خود نظر سنجي كند و ايندفعه از رضايت مردم خوشحال و از عدم رضايت آنان ناراحت شود.

اما نكته ديگر اينكه ما هم با نظر مقام معظم رهبري موافق هستيم كه مجلس نبايد وقت خود را صرف مسائل كوچكي مثل ساعت كند اما واي به حال كشور ما كه بعد از حل شدن اين مساله در دولتهاي گذشته و بديهي بودن اين موضوع در تمام دنيا باز هم آقاي رئيس جمهور دستور به تغيير ندادن ساعت مي دهند.

آيا گله مقام معظم رهبري بيشتر شايسته رئيس جمهور است يا نمايندگان مجلس هفتم؟

اما نكته آخر ؛

اگر بخواهيم نظر خود را راجع به عملكرد جناب آقاي يحيي زاده در اين سه سال و اندي بدهيم بايد بگوييم كه حداقل در چهار دوره گذشته يعني از دوره چهارم به اينور مي توان عملكرد آقاي يحيي زاده را در بين نمايندگان قبلي بهترين دانست شايد عملكرد شخصي ايشان را در سطح خوب توصيف كنيم اما: در بين مردم بودن واقعا از خصوصيات بارز ايشان است. توجه به مشكلات مردم و گوش دادن به صحبتهاي آنان با روي خوش و بدون غرور و تكبر . پيگير بودن ايشان در حل مشكلات مردم و شهر. فعال بودن در مجلس شوراي اسلامي بطوريكه مرتب نقل قولهايي از ايشان در مورد مسائل كشوري مي شنيديم (بر خلاف دوره هاي قبلي ).

برخورد با محبت و حل كردن مشكل فرهنگيان يزدي كه براي اعتراض به مجلس رفته بودن.

در مجموع مي توان عملكرد ايشان را رضايت بخش دانست.

براي جناب آقاي يحيي زاده سلامتي وطول عمر با عزت آرزو منديم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 13:7  توسط 4کوچه پایینی  | 

  اقا دزده پيدا شد   

دیروز گفتم خبر دزدی بانک تجارت رو کامل میزنم  پس الوعده وفا

حوالی ساعت سه بعد از ظهر یک شنبه شخصی با اطلاعات کامل از مکان کلید گاو صندوق

همچنین خاموش بودن دزد گیرها با داشتن کلید خیلی راحت وارد بانک میشه و بنا به قول

 یکی از کارمندان بانک ملی هشتصد میلیون تراول چک را سرقت میکنه .با توجه به مدارک

موجود  ابدارچی بانک مورد بازرسی قرار میگیرد و نهایت به سرقت اعتراف میکند و تراولها

 را که در زیر پل مسیر ده بالا پنهان کرده بوده به مامورین تحویل میده و...

 (وبلاگ تفت زیبا)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 12:58  توسط 4کوچه پایینی  |