|
|
|
|
|
تا حالا به وبلاگ فرمانداری تفت سر زدید؟ اگر سرنزدید لینکش را گذاشتم حتما بروید و وبلاگ را بازدید کنید . وبلاگ جالبی هست چند نکته قابل تامل دارد که بدان اشاره می کنم:
۱- مطالب وبلاگ فقط در باره شخص فرماندار یا به اصطلاح مهندس وطن خواه تنظیم گردیده است و فقط کارهای ایشان را رصد می کند و ثبت می کند حتی ریزترین کارها نظیر شرکت در مراسم ختم فلان شخص که این روزها یکی از کارهای مهم و تاثیر گذار همه کارمندان دولت در تفت هست.! ۲- اگر کسی تفت را نشناسد و فقط به خواندن مطالب این وبلاگ بسنده کند تصور می کند که تفت یک شهر کوچک است و تنها کارمند فرمانداری تفت همان فرماندار است و دیگر کسی در فرمانداری کار نمی کند.چون هیچ اطلاعاتی و خبری از فعالیت دیگر بخش های فرمانداری ثبت نمی شود. ۳- مهمترین اخبار هم که ثبت می شود شرکت فرماندار یا بازدید فرماندار از یک جائی یا شخصی است و کار دیگری از فرماندار تفت سر نمی زند.انگار نویسنده وبلاگ یک فرمت مشخص از این مطلب دارد و فقط زمان و مکان (یا شخص) را در آن جابه جا می کند.. ۴- البته نمی دانیم که نویسنده وبلاگ اشکال دارد که خبرهای مهم فرمانداری و کارهای مهم و حیاتی فرمانداری برای تفت و مردم آن را نمی نویسد (چون ریا نشود) یا اینکه کلا اتفاقی از این دست در فرماندای نمی افتد که نویسنده ثبت کند؟!!!! ۵- توصیه می کنم بعد از بازدید از وبلاگ فرمانداری تفت حتما به وبلاگ فرمانداری میبد که توسط همان ولاگ لینک شده است بروید و تفاوت دو فرمانداری را احساس کنید. خوشحال می شوم هم نظر بازدید کننده ها از وبلاگ فرمانداری تفت را بخوانم هم نظر کارمندان فرمانداری و فرماندار تفت را!!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 10:13 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
در سالی که به نام اصلاح الگوی مصرف نامیده شده است.فرمانداری تفت به جای الگو بودن در عملی کردن شعار بالا بعد از تعطیلی فرمانداری بیشترین تعداد چراغ های روشن را در سطح حیاط فرمانداری دارد روشنائی که حتی در پارک های تفت وجود ندارد در محوطه حیاط فرمانداری تفت به وفور وجود دارد و بیش از ۳۰ (نشمردم ) لامپ کم مصرف بیش از ۴۰ وات روشن است درست است که لامپ ها کم مصرف هستند ولی بی مصرف که نیستند بالاخره مقداری برق مصرف می کنند که قطعا این مقدار روشنائی در محوطه فرمانداری لازم نیست. آیا فرماندار خبر ندارد؟ آیا فرماندار دستور داده است؟ آیا برای حفاظت از اموال در محوطه لازم است؟ آیا..... ما که نمی دانیم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 14:41 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
بسمه تعالي تاريخ: ۳۱/۳/۱۳۸۸ شماره: ۲۵۴/۸۵ج جناب آقای مهندس ضرغامی پيوست: - ریاست محترم سازمان صدا و سیمای کره مریخ باسلام و تهیت به استحضار می رساند درپی اعلام نتایج انتخابات در ایران(یکی از کشورهای کره زمین) اعتراضاتی در پی داشته که هم اکنون نیز ادامه دارد.لذا از شما درخواست می شودبرای گزارش از این راهپیمائیها و اعتراضات مردمی لطف نموده یک گزارشگر به همراه یک فیلمبردار به کزه زمین و کشور ایران ارسال کنید تا از این اتفاقات گزارش تهیه و به تمام کهکشانها ارسال شود تا حرف مردم ایران به گوش آنها برسد. پیشا پیش از لطفی که می نمایید و عملی مافوق وظیفه مشروحه خود انجام می دهید کمال تشکر را داریم. جمعی از مردم کشور ایران- کره زمین |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 7:48 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از کاربران "تابناک" در پیامی آورده است: بسمه تعالي رياست محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي مهندس ضرغامي با سلام و احترام وقتي رسانه اي ملي است كه مربوط به ملت باشد و منعكس كننده نظرات ملتي باشد كه جامعه اي بزرگ را تشكيل مي دهد. اگر رسانه اي صرفاً بيان كننده ديدگاه جناحي خاص باشد، ديگر نمي تواند رسانه ملي باشد. پس اگر از رسانه اي فقط يك صدا شنيده شود، آن رسانه تك صدايي و حزبي است و ديگر ملي نيست. چون به جز جامعه مردگان هيچ جامعه اي در هيچ دوراني نمي تواند تك صدايي باشد و اين نيز براي جامعه زنده و پوياي ما مصداق ندارد. به همين روال رسانه ملي نمي تواند و نبايد رسانه دولتي باشد و الا هر دولتي آنرا به ساز خود خواهد چرخاند. چرخ سازمان شما با ماليات مردم مي چرخد پس سعي كنيد ملي باشيد و ملي رفتار كنيد. همچنين دست اندركاران رسانه ملي بايد براي مخاطبان خود حداقل به اندازه خودشان فهم و شعور قائل باشند و به آنها احترام بگذارند نه اينكه خداي ناكرده در تصورات ذهني خود محاسبات ديگري داشته باشند. اما داستان بي احترامي همكاران شما به ملت فهيم و بزرگ جمهوري اسلامي ايران: نمي دانم كه آيا شما برنامه گفتگوي خبري شبكه دوم را در دوشنبه شب ( 25/3/1388 ) ملاحظه فرموديد يا خير؟ گزارشي تقديم مي شود و اميدوارم به احترام تمام ملت نتيجه اقدام خود را در خصوص آن، به مجموعه مخاطبين خود اعلام نموده تا شايسته نام رسانه ملي باشيد. طبق روال معمول برنامه گفتگوي خبري حدود ساعت 45/22 دقيقه شروع شد. موضوع آن هم نقش نظارتي شوراي نگهبان بر انتخابات بود. آقاي دكتر كدخدايي سخنگوي شوراي محترم نگهبان نيز مهمان برنامه بودند. زير نويس برنامه شماره پيامك 30002230 را اعلان ميكرد تا نظرات بينندگان را دريافت كند. اين موضوع را تلفني با همكاران شما در روابط عمومي مطرح كردم و يادآور شدم كه از اواخر روز پنج شنبه امكان ارسال پيامك وجود ندارد. دوستان شما هم اين بخش را از زيرنويس حذف كردند. در اثناي برنامه نيز مجري نامسلط برنامه با اشاره به پيامك هاي دريافتي از بينندگان مواردي را به عنوان سئوال از مهمان برنامه مي پرسيد؟! من دخالتي در نحوه برخورد شخصيت حقوقي مهمان برنامه با اين موضوع ندارم و پيش داوري هم نمي كنم كه ايشان با اطلاع يا بدون اطلاع تنها قرار بوده به سوالات مشخص برنامه پاسخ بدهد و يا قرار بوده به سوالات مردم هم پاسخ دهند. اما براي خودم اين حق را قائلم كه رسانه اي كه با پول ماليات بنده فعال است و نام خود را رسانه ملي مي گذارد به اينجانب بي احترامي و توهين نكند و براي من نيز حداقل به اندازه دست اندركاران آن شعور قايل باشد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 18:33 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
آن خس و خاشاک تویی/پست تر از خاک تویی/شور منم نور منم/عاشق رنجور منم/زور تویی کور تویی/هاله ی بی نور تویی/دلیر بی باک منم/مالک این خاک منم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 15:9 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز جمعی از خار و خسان ایران زمین که تعدادشان هم میلونی بود در چشم دیکتاتور فرو رفته و موجب فرار او از ایران شدند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 13:44 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
سئوال:
چرا مراجع تقلید و علمای حوزه علمیه قم به آقای احمدی نژاد تبریک نمی گویند؟ چرا صدها رهبر جهان که از آقای احمدی نژاد تقاضای الگوی مدیریتی کرده بودند به ایشان که با مدیریت جدید و مدرن پیروز انتخابات شدند تبریک نمی گویند؟ چرا ۲۴ میلیون رای دهنده به خیابانها نمی آیند و در حمایت و تایید رای خود و پایان دادن به این شایعات راهپیمائی کنند؟ چرا...؟ چرا...؟ وصدها چرای دیگر لطفا پاسخ بدهید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 11:59 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
""اقاي فرماندار محترم !!!!!!!!! ايا شما در لحطه سال تحويل بيانات رهبر عزيزمان در خصوص سال الگوي مصرف را احتمالا گوش نكرديد واگر هم ديدي يا گوش كردي اهميت به ان ندادي ////چرا در فرمانداري مدتي است هر روز صببح كه بنده از طرف فرمانداري عبور ميكنم كارگر خدمه شما حدود 1ساعت مشغول اب پاشي روي محوطه ميباشد چرا اينقدر اسراف ميكني شما كه فرماندار اصولگرا و اخوندزاده هستيد !!!!!!نكند اين هم مخواهيد مانند حوضي كه در فرمانداري ساختيد مانور دهيد و جزه كارهاي مهم و اقدامات دوره فرمانداريتان است !!!!!!! انشا ا... خدا ما را به راه راست هدايت بفرماييد""
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:52 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
بوي باران، بوي سبزه، بوي خاك، عیدتان مبارک اميدوارم سال خوبي را در كنار خانواده شروع نمائيد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:2 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
با همت و تلاش نماینده میبد و همکاری صمیمانه مسئولان و فرمانداری و شورای شهر تفت با ایشان بالاخره شهرستان تفت به عنوان یکی از محلات جدید یزد انتخاب شد و از این به بعد به جای گفتن شهرستان تفت بگوئید محله تفت آباد یزد. با تشکر از فرمانداری و دیگر ارگانهائی که در به تحقق رساندن این مهم تمام سعی و تلاش خود را کردند و از شورای شهرآخ ببخشید شورای محله تفت آباد که در یاری رساندن به نماینده میبد و مسئولان خدوم و دلسوز این شهر و شهر نیر خود را مصدق این حدیث کردند که (الجار ثم الدار ) کمال تشکر و قدردانی داریم قطعا فرزندان این عزیزان در آینده با افتخار از پدران خود یاد می کنند که در راه پیشرف شهرستان تفت به محله تفت آباد همت گماردند۰ اگر این مسئولین تفت در زمان شاهان قاجار بجای آنها بودند فکر کنم خودشان ایران را تقدیم به روسیه میکردند. پیشنهاد: دولت میتواند با توجه با این تجربه گرانبهای مسئولین تفت آنها را در یک گروه دیپلماتیک برای حل جزایر خلیج فارس که با امارات مشکل داریم انتخاب کند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 11:18 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
زمانی مد شده بود که در یک شهر هرچه تعداد دست اندازهای خیابانها زیادتر باشد اداره راهنمائی و رانندگی آن شهر فعالتر است. گویا حالا دیگر تعداد آنها مهم نیست مهم بزرگتر بودن و خطرناک بودن آنها است که فعالیت اداره راهنمائی و رانندگی را نشان میدهد.نمونه آن دست انداز مقابل هتل شیرکوه است که واقعا نمونه یک کار کارشناسی نشده و بی فکری کامل است.اگر یک ماشین با سرعت بیش از ۱۰ کیلومتر برساعت از آن عبور کند حتما ماشینش واژگون میشود خب مهم نیست صافکاریها هم نون میخورند فقط خداکنه راننده طوریش نشه که مسئولین از عذاب وجدان میمیر ند. مسئله بعدی برگزاری نماز جمعه است در مسجد امام که گویا هنگام برگزاری این مهم پارک کردن ماشینها در اطراف میدان امام به صورت برعکس اصلا مهم نیست و شامل قوانین راهنمائی و رانندگی نمیشود. خب اینم حتما تبصره داره که ما خبر نداریم. مسئله آخر آبنمای سرده است که مدتی بلاتکلیف مانده و هیچ کاری نمیشود البته قسمتی از آن درست شده و لی هنوز مشکل مردم را حل نکرده خب نگران نباشد اینم مثل بقیه مشکلات حل میشه.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 10:47 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
كوچه پس كوچه هاي شهرتفت چند ساليست كه رنگ خدمات شهرداري را به خود نديده اند در زير نمونه اي براي اثبات ادعاي خود داريم: تقريبا 3 سال از تخريب يك واحد مسكوني مخروبه واقع در كوچه طاهري محله پائين سرده توسط عوامل شهرداري مي گذرد از همان موقع مسئولين قول دادند كه زمين خرابه را آسفالت و كوچه را كه نيز به ترميم نياز داشت بازسازي كنند. الآن 3سال ميگذرد كه عليرغم پي گيريهاي مكرر ا هالي و بازگو كردن مشكلات خود هنوز اقدامي صورت نگرفته است. چندي پيش كه طرحي مبني بر بازسازي و ترميم آسفالت تمام سطح شهر آغاز شد خوشحال شديم كه بالاخره كوچه ما نيز شامل اين طرح خواهد شد لذا طبق سنوات گذشته با روابط عمومي شهرداري تماس گرفتيم كه مسئول مربوطه گفت يكبار ديگر درخواست خود را مكتوب نمائيد(آخه قبلا هم درخواست كتبي داده بوديم) تا در اولويت قرار بگيرد البته قصه تلفن 137 سري دراز دارد كه ما براي شهرونداني كه از اين طريق مشكلات خود را به شهرداري منتقل ميكنند پيشنهادي داريم كه در آخر ميگوئيم. خب برگرديم به طرح ، بعد از اتمام طرح متوجه تغيير و تحولات زيادي شديم ولي نه در كوچه پس كوچه هاي قديمي با قدمتي پس تاريخي بلكه در معابري كه در منظر چشم بود يا به به و چه چه مسئولين بالا را در بر داشت . لذا ضمن نقد عملكرد شهرداري و تبعيضات بي حد و حصر اين اداره به عزيزا ني كه خواستار حل مشكل خود مي باشند پيشنهاد مي شودبه جاي تماس با 137 با نور چشمي هاي شهرداري ، شهروندان درجه 1 يا اقوام شوراي شهر (قديم و جديد) تماس گرفته تا شاهد عملكردي موثر از سوي شهرداري باشند.ويا اونهايي كه مثل ما هستند مي توانند دست به دعا بردارند يا مشكل خود را در كاغذي نوشته در اماكن متبركه بياندازند تا مشكلشان حل شود. به اميد آباداني شهر تفت در سايه عملكرد مسئولين فهيم و دلسوز و بومي . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 7:19 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
بار ديگر خدمتي نو و جديد از يكي از ادارات شهرستان تفت به مردم عزيز و دوست داشتني تفت ارائه شد اين خدمت اينبار از اداره آب و فاضلاب شهرستان تفت ميباشد. ديگر نيازي نيست شما مردم شريف براي خريد انواع عرقيجات به بازار برويد كافيست در منزل بنشينيد و فقط با باز كردن شير آب شربت سكنجبين بخوريد و از اين خدمت اداره آب لذت ببريد و از داشتن اين مسئولين خدوم و شايسته خدا را شكر كنيد. اگه باور نداريد كافيست يك پارج تميز را برداريد و از آب شهري پركنيد بعد خوب به آن آب نگاه كنيد در كنار آنهم يك پارچ شربت سكنجبين بگذاريد اگر تفاوتي در رنگ آن ديديد،خب نمي بينيد. البته در مزه آن دو شكي نيست كه تفاوت عمده وجود دارد آخه اوني كه از شير آب بيرون مياد آب هست درسته شبيه به شربت سكنجبينه ولي آبي هست كه اداره آب تفت براي مصرف شهروندان تهيه كرده دستشون درد نكنه خدا اين مسئولين دلسوز و فعال را از ما نگيره. (اینم مطلب جدید دوباره نگین دیر آپ میکنیم) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 10:13 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از اين مدت كه وبلاگ را آپ نكرده بودم (به دليل مشغله زياد) چند روزي بود كه دنبال سوژه مي گشتم براي نوشتن ، امروز توفيق پيدا كردم برم نماز جمعه . در بين دونماز اداره بازرگاني تفت تعداد زيادي برگه چاپ كرده بود تا مردم را از برپايي نمايشگاه عرضه كالا آگاه سازد . همچنين جهاد كشاورزي در مورد كرم گلوگاه انار يك كاتالوگ تهيه كرده بود كه بين مردم در بين دو نمازپخش شد. اما چيزي كه در اين ميان واقعا جاي سئوال دارد كار اداره بازرگاني است كه آيا واقعا چاپ اين همه برگه نياز بود . آيا بهتر نبود بجاي هزينه چاپ و برگه ، يك پارچه بيرون محل نماز جمعه نصب مي كردند تا همه مردم ببيند و آگاهي پيدا كنند و يا از تريبون نماز جمعه هم اعلام مي كردند تا همه مطلع شوند. اما از همه جالب تر اين بود كه نمازگزاران كه بعد از نماز از مسجد بيرون مي آمدند هم برگهاي اداره بازرگاني و هم كاتالوگهاي جهاد كشاورزي را همراه مهر خود در جامهري مي انداختند و مهردان پر شده بود از اين برگه ها و عده اي هم آن را داخل مسجد جاگذاشته بودند. حالا در اين جا ، هم كار اداره بازرگاني در هزينه كردن بي مورد و هم عكس العمل مردم در گذاشتن اين برگه ها در جامهري جاي تامل دارد !!!!!!!!!!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 16:18 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
اوضاع نابسامان چهار راه چه كنم سرده را در تصوير ببينيد قسمتي كه قبلا توسط پيمان كار شهرداري درست شده بود اكنون فروريخته و باعث نگراني مردم شده است:
بقيه قسمتها نيز توسط شهرداري خراب شده است و مصالح براي ساختن اين چهار راه به نقشه جديد در محل ريخته شده ولي هنوز هيچ اقدامي صورت نگرفته است و باعث مزاحمت رفت و آمد مردم در اين محل شده است .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 12:27 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتي پاي صحبت قديمي ها بنشينيد از بي خيري مردم در زمان كنوني شكايت دارند اما آيا مردم تغيير كردند ؟ يا شرايط حاكم بر زندگي آنها اين بي خيري را وارد زندگي آنها كرده است؟؟؟؟ يكي از اين شرايط كه جديدا بر زندگي آنها حاكم شده است سهميه بندي بنزين است. اگر شما از يزد به طرف تفت در حركت باشيد و شخصي را ببينيد كه در كنار يك ماشين ايستاده و يك چهار ليتري دردست دارد و از شما تقاضاي بنزين مي كند چه مي كنيد؟ آيا بي تفاوت رد مي شويد يا جواب تقاضاي او را مي دهيد؟ اگر اتفاقا در پمپ بنزين مشغول بنزين زدن باشيد و مشاهده كنيد كه مسافري غريب به پمپ بنزين آمده تا بنزين بزند و متوجه ميشود كه كارت سوخت خود را گم كرده يا در پمپ قبلي جا گذاشته و حالا بنزين مي خواهد و مامور پمپ بنزين هم به علت دستورالعملهاي سخت گيرانه مقامات و مسئولين قادر به حل كردن مشكل اين مسافر غريب نيست آيا شما حاضريد سهميه بنزين خود را به او بدهيد تا مشكلش حل شود؟؟؟ اگر جواب شما به سئوالات بالا مثبت باشد شما آدم خوب و خيرمندي هستيد ولي بايد بدانيد كه در آخرالامر ممكن است خود شما بنزين سهميه بنديتان را تمام كنيد و هيچ كس حاضر نباشد به شما بنزين بدهد. اگر هم بي تفاوت رد شويد پس معني اين شعر سعدي چيست؟ بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار ……خب اين سعدي كه نه ماشين داشته نه بنزين مي خواسته حالا تكليف ما چيست ؟ شما بگوييد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 8:14 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
به عكس بالا خوب و بادقت نگاه كنيد؛ آره درست متوجه شديد اين عكس قسمتي از راه اصلي تهران بندر عباس در محدوده استان يزد را نشان ميدهد . اين عكس از صفحه 56 كتاب اتواطلس ايران متعلق به موسسه جغرافيايي و كارتو گرافي گيتا شناسي ، چاپ چهارم بهار 84 مي باشد؛ جالب است كه در اين محدودهء استان يزد، شهرهاي اردكان ، ميبد ، يزد و مهريز را داريم اما در اين عكس مي بينيد كه ميبد كه در نزديكي اردكان است و تنها 9 كيلومتر فاصله دارد وجود دارد؛ اما بعد از عبور از يزد ما شهر مهريز را داريم اما جالب است كه اسمي از اين شهر در اين نقشه نيست يعني يك ميهمان كه اين كتاب را دارد وقتي به شهر مهريز میرسد در نقشه بدنبال نام اين شهر ميگردد كه چيزي عايدش نمي شود.در واقع آخرین شهر استان یزد در این نقشه گم شده.و میهمان بیچاره به گمان اینکه فاصله یزد تا شهر بعدی ۱۵۲ کیلومتر است ممکنه در برنامه ریزی دچار مشکل بشه. خب نتيجه گيري را به عهده شما ميگذاريم لطفا نظر خود را بنويسيد تا ما هم بدونيم اشكال از كجاست.!!!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 22:40 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش تصویری ازحسینیه کوچه پایین سرده بعد از پانزده روز از شروع ساختمان سازی
روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:28 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
باز شنبه گذشته براي گفتن مشكل سطل زباله ها در كوچه هاي قديمي محله سرده تصميم گرفتم به 137 زنگ بزنم ، برخلاف انتظارم بعد از دو بار بوق زدن آقاي ستاري گوشي را برداشت و با گرمي و متانت مشكل من را گوش كرد و قول مساعد داد كه مشكل را با مسئول مربوطه در ميان بگذارد . من كه از اين برخورد غافلگير شده بودم ، بعد از قطع تلفن منتظر عمل به قول آقاي ستاري ماندم.
اما ديروز كه به آن كوچه ها سرزدم با كمال تعجب شاهد جاروب شدن كوچه ها و تميزي آنها بودم. پس برخود لازم دانستم كه همانطور كه در چند پست قبل آن ضعف شهرداري را مطرح كرده بودم در اين پست از مسئولين شهرداري كه اين مشكل را حل كردند تشكر كنم و بگويم بهتر است مسئولين شهر به جاي برگزاري جلسات پرسش و پاسخ بي حاصل كه بيشتر جنبه تبليغاتي و شعاري دارد ، روابط عمومي هاي خود را تقويت كنند تا ارباب رجوع كه براي حل مشكل خود با آن ادارات تماس ميگيرد يا مراجعه مي كند جواب قانع كننده اي را بگيرد و با رضايت خاطر خارج شود. ضمنا لازم است اين موضوع را مطرح كنم كه وضع سطل زباله هاي سطح شهر نا مطلوب است اغلب آنها مربوط به حداقل 15 سال پيش و از بين رفته و پوسيده هستند كه لازم است شهرداري نسبت به تعويض و اضافه نمودن سطل زباله در سطح شهر اقدام نمايد شايد در اين كار بتواند كميته امداد را (در نصب و اضافه كردن صندوق صدقه) الگوی خود قرار دهد !!!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 10:32 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند سالي است كه با كمك بانيان و خيرين مختلف و به همت اهالي محله بويژه اعضاي هيئت امنا، منازل مسكوني اطراف حسينيه كوي سفلي سرده خريداري گرديده است تا حسينيه گسترش پيدا كندو و امروز به تاريخ 1/4/1386 با حضور خير محترم و بانی خیركلنگ احداث آن به زمين خورد . در اين حضور قرار براين شد كه هيئت امنا از امروز كار ساختمان حسينيه را شروع كرده شرايط مناسب را براي اجراي فنداسيون ايجاد نمايند.
ان شاءالله در آينده نچندان دور شاهد يك فضاي مذهبي ، فرهنگي، آموزشي، خواهيم بود همچنين سعي خواهيم كرد در روزهاي آينده اطلاعات بيشتري از نقشه و نحوه ساخت را به اطلاع همگان برسانيم. ضمنا از امروز گزارش ماهيانه اي را از پيشرفت ساختمان حسينيه خواهيم نوشت. ميتوانيد عكسهاي امروز روز كلنگ زدن شروع ساختمان را در ادامه مطلب ببينيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 22:40 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
با همت جوانان كوچه پايين دزد كابلهاي برق كوچه باغهاي سرده دستگیر شد؛
جريان از اين قرار بوده كه ديشب با مشكوك شدن دوتن از جوانان كوچه پايين به يك پرايد در كوچه باغ و تعقيب آن متوجه مي شوند كه پرايد متعلق به يكي از آژانسها مي باشد و مسافر آن خودرا پنهان مي كند و مشكوك است . فرداي آن روز يعني امروز 30/3/86 با در ميان گذاشتن جريان شب گذشته با ديگر دوستان خود و بررسي و پرس و جو از آژانس مربوطه متوجه مي شوند كه ديشب شخصي با آژانس تماس گرفته و درخواست ماشین می کند؛ تا براي بردن كابلهايي كه شب گذشته از تير برق همان كوچه دزديده شده بوده و در يكي از باغها پنهان كرده بوده به كوچه باغ بروند. بعد از مطمعن شدن جوانان کوچه پایینی از دزدي كابلها و آگاهي از دزد كابلها و مكان آنها با آگاهي تفت تماس ميگيرند و با حضور به موقع مامورين آگاهي در عصر امروز دزد كابلها دستگير ميشود. كه فعلا براي بررسيهاي بيشتر در آگاهي به سر ميبرند. در مورد دزد كابلها فكر ميكنم بهتر است فعلا حرفي نزنيم تا موضوع در آگاهي بررسي شود وبعد به اطلاع شما برسانيم تا خداي ناكرده به ناحق حرفي نزده باشيم.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 23:5 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
ديروز تصميم گرفتم براي گفتن مشكلي در محل زندگي ام به شهرداري به شماره 137 زنگ بزنم . اول بايد بگويم كه اگر شما در ساختمان سازي خلافي انجام بدهيد يا هر كاري ديگر كه براي شهرداري داراي سود باشد (از محل جريمه يا به شكل ديگري ) به سرعت شهرداري با خبر مي شود. ولي اگر در محل شما مشكلي از طرف كم كاري شهرداري باشد اصلا شهرداري مطلع نمي شود و شما بايد زحمت اطلاع رساني را انجام بدهيد. به هر حال از ساعت 9 صبح تا 11 صبح چندين بار به شماره 137 زنگ زدم اما هيچ كس جواب نداد و حتي روي پيام گير هم نرفت. بعد از نا اميدي از اين طريق تصميم گرفتم به شهرداري زنگ بزنم . شماره 2040 را از دفترچه تلفن پيدا كردم و زنگ زدم بعد از چند بار بوق زدن خانمي گوشي را برداشت، گفتم مي خواهم در مورد اين مشكل با مسئول مربوطه صحبت كنم هنوز داشتم حرف ميزدم كه متوجه شدم آهنگ وصل كردن تلفن دارد مي نوازد. بعد از مدتي انتظار كسي جواب نداد و تلفن قطع شد؛ دوباره تماس گرفتم و به خانم گفتم: تلفن قطع شد ، مجددا وصل كردند باز كسي جواب نداد. دوباره تماس گرفتم و به آن خانم گفتم: هيچ كدام از مسئولين قبلي جواب ندادند ايشان مجددا به جايي وصل كردند باز كسي جواب نداد؛ دوباره تلفن به خودشان وصل شد آن خانم كه خود نيز خسته شده بود ،خود در مقام يك مسئول درآمد و گفت : آقا مشكل شما چيست؟ بگوييد من خودم پيگيري ميكنم!!!!!!!! اما من كه هم خسته شده بودم و هم ناراحت از اين وضع، گفتم: به شخص آقاي شهردار وصل كنيد ايشان وصل كردند . بعد از چند لحظه كسي جواب داد كه با شناختي كه از صداي آقاي شهردار داشتم متوجه شدم شخص ديگري است. گفتم شما؟ گفتند آقاي شهردار ماموريت هستند و من معاون ايشان در خدمت شما هستم. من مشكل خودم را مطرح كردم و جوابهاي بي ربط و گاها تحریک آميز نيز از آقاي معاون شنيدم اما جالب تر اينكه اينقدر آقاي معاون تند و سريع صحبت مي كردند كه قسمت عمده اي از حرفهاي آقاي معاون نا مفهوم بود . نتيجه اينكه بعد از تلاش زياد و پيدا كردن يك مسئول براي مطرح كردن مشكل خود هيچ گونه جواب و نتيجه قانع كننده اي در يافت نكردم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:37 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
يادم هست زماني كه در دبستان درس مي خواندم و از تلويزيون تصوير فلسطينيها را مي ديدم از پدرم و مادرم و با در مدرسه از معلمم مي پرسيدم كه جريان اين فلسطينيها چيست؟ يادم هست مشهور ترين جوابي كه از آنها مي شنيدم اين بود كه اسرائيليها وارد فلسطين شدند و خانه ها و زمينها ي آنها را به قيمتهاي خيلي بالا خريداري كردند و مردم آنجا هم خيلي خوشحال از اينكه خانه هاي خود را چند برابر قيمت واقعي مي فروشند و زماني از اين خواب غفلت بيدار شدند كه ديگر براي ماندن در فلسطين خانه اي نداشتند.
حال اين نمايشگاه دائمي و طبيعي سرگذشت فلسطينيها در تفت بر پااست . باغها و زمينهاي مرغوب تفت مورد هجوم سرمايه دارهاي يزدي قرار گرفته است و خانه ها ي قديمي و بافت قديمي شهر مورد هجوم مهاجران شهر هاي ديگر و روستائيان قرار گرفته است. و ما خوشحال از اينكه باغي را كه مثلا 20ميليون تومان مي ارزد به قيمت 100 ميليون تومان فروخته ايم. وقتي از كوچه باغهاي باصفاي تفت عبور مي كني تا ديروز اين باغ متعلق به فلاني بود اما حالا آدمهاي غريبه اي در آن رفت و آمد مي كنند . ويا فلان باغ كه روزي درخت توت آن بين اهالي آن محله زبان زد بود حالا آن درخت را صاحب جديد آن بريده است تا به جاي آن يك ساختمان 150متري بسازد. وقتي به خانه پدر بزرگم مي روم جالب است كه من آدمهاي غريبه اي را در كوچه هاي دوستي كاهگلي قديمي مي بينم اما جالب تر اينكه آنها نيز با خود ميگويند اين غريبه اينجا چكار ميكند و براي چه آمده؟ خب حق دارند آنها مالكان جديد آن خانه هاي قديمي هستند و تعدادشان هم بيشتر از مردمان بومي آنجاست چون معمولا در يك خانه چندين خانوار زندگي مي كنند. خب نتيجه اينكه مردم تفت هنوز هم در خواب هستند شما هم اگر سرمايه اي داريد مي توانيد از اين نمايشگاه بازديد كنيد . پس عجله كنيد تا مردم ……. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 16:50 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
ديروز جمعه در نماز جمعه شركت كردم بعد از خواندن نماز جمعه از طريق تريبون نماز جمعه مطلع شدم كه آقاي يحيي زاده نماينده تفت و ميبد در بين نمازگزاران هستند و از ايشان دعوت كردند براي سخنراني تشريف بياورند ؛ ايشان به پشت تريبون آمدند و شروع به سخنراني كردند.(نقل به مضمون) در ابتدا پيرامون شخصيت امام راحل و ارزش روحانيت بعد از انقلاب صحبت كردند و در قسمتي ديگر از سخنان خود به اين نكات اشاره كردند؛ چند روز پيش نمايندگان مجلس خدمت مقام معظم رهبري بودند و قبل از اين ديدار نمايندگان چندان از عملكرد خود راضي نبودند و خودشان از خودشان انتقاد داشتند . اما در اين ديدار مقام معظم رهبري از عملكرد مجلس هفتم ابراز رضايت كردند و بنا به گفته آقاي يحيي زاده با توجه به اينكه ايام فاطميه بوده است باز هم نمايندگان چپ و راست بعد از ديدار خيلي خوشحال بودند كه آقا از عملكرد نمايندگان ابراز رضايت نموده اند.و در ضمن گله هايي هم داشتند مثل اينكه چرا نمايندگان وقت مجلس را براي مسائل كوچكي مثل ساعت ميگيرند و در پايان از مردم به خاطر احيانا كم كاري عذر خواهي نمودند … .اما صحبت اينجاست كه: آيا نمايندگان مجلس هفتم نماينده مردم هستند يا نماينده مقام معظم رهبري در مجلس؟ آيا هدف نمايندگان كار براي مردم است يا براي مقام معظم رهبري ؟ آيا رضايت مردم از عملكرد مجلس هفتم براي نمايندگان مهم و ارزشمند است يا رضايت مقام معظم رهبري ؟ از اينكه مقام معظم رهبري از عملكرد نمايندگان ابراز رضايت كردند حتما رضايت مردم را در نظر گرفته اند اما خوشحالي نمايندگان با آن توصيفي كه آقاي يحيي زاده نمودند جاي تعجب دارد. نمايندگان بايد از رضايت مردم ابراز خوشحالي كنند و اگر واقعا كار براي مردم و رضايت آنان برايشان ارزشمند و مهم است هر نماينده اي در حوزه انتخابيه خود نظر سنجي كند و ايندفعه از رضايت مردم خوشحال و از عدم رضايت آنان ناراحت شود. اما نكته ديگر اينكه ما هم با نظر مقام معظم رهبري موافق هستيم كه مجلس نبايد وقت خود را صرف مسائل كوچكي مثل ساعت كند اما واي به حال كشور ما كه بعد از حل شدن اين مساله در دولتهاي گذشته و بديهي بودن اين موضوع در تمام دنيا باز هم آقاي رئيس جمهور دستور به تغيير ندادن ساعت مي دهند. آيا گله مقام معظم رهبري بيشتر شايسته رئيس جمهور است يا نمايندگان مجلس هفتم؟ اما نكته آخر ؛ اگر بخواهيم نظر خود را راجع به عملكرد جناب آقاي يحيي زاده در اين سه سال و اندي بدهيم بايد بگوييم كه حداقل در چهار دوره گذشته يعني از دوره چهارم به اينور مي توان عملكرد آقاي يحيي زاده را در بين نمايندگان قبلي بهترين دانست شايد عملكرد شخصي ايشان را در سطح خوب توصيف كنيم اما: در بين مردم بودن واقعا از خصوصيات بارز ايشان است. توجه به مشكلات مردم و گوش دادن به صحبتهاي آنان با روي خوش و بدون غرور و تكبر . پيگير بودن ايشان در حل مشكلات مردم و شهر. فعال بودن در مجلس شوراي اسلامي بطوريكه مرتب نقل قولهايي از ايشان در مورد مسائل كشوري مي شنيديم (بر خلاف دوره هاي قبلي ). برخورد با محبت و حل كردن مشكل فرهنگيان يزدي كه براي اعتراض به مجلس رفته بودن. در مجموع مي توان عملكرد ايشان را رضايت بخش دانست. براي جناب آقاي يحيي زاده سلامتي وطول عمر با عزت آرزو منديم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 13:7 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
اقا دزده پيدا شد
دیروز گفتم خبر دزدی بانک تجارت رو کامل میزنم پس الوعده وفا حوالی ساعت سه بعد از ظهر یک شنبه شخصی با اطلاعات کامل از مکان کلید گاو صندوق همچنین خاموش بودن دزد گیرها با داشتن کلید خیلی راحت وارد بانک میشه و بنا به قول یکی از کارمندان بانک ملی هشتصد میلیون تراول چک را سرقت میکنه .با توجه به مدارک موجود ابدارچی بانک مورد بازرسی قرار میگیرد و نهایت به سرقت اعتراف میکند و تراولها را که در زیر پل مسیر ده بالا پنهان کرده بوده به مامورین تحویل میده و... (وبلاگ تفت زیبا) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 12:58 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
هنوز يك هفته اي از تقدير و تشكر دادستان تفت از رئيس پليس تفت نگذشته است كه امروز عصر حدود ساعت ۳ بانك تجارت شعبه تفت در مقابل ديدگان ماموران كلانتري 11 تفت مورد دست برد دزدان قرار گرفت و طبق شنيده ها مبلغ 9 ميليون تومان پول نقد و مبلغ 800 ميليون تومان چك مسافرتي به سرقت رفته است و جالب آنجاست كه نه هيچ قفلي شكسته شده است و نه آژير خطر به صدا در آمده است و كليد گاو صندوق نيز در بانك روي ميز قرار داشته است. اما جالبتر از همه آنها واكنش مردم نسبت به اين خبر بود چنانكه در مدت 3 ساعتي كه من در محل بودم خوشحالي مردمي كه اين خبر را مي شنيدند را مي ديدم . عده اي از اين خوشحال بودند كه هرچه از بي امنيتي تفت و دزديدي اموال مردم فرياد مي زدند به گوش مسئولين نمي رفت و حالا دزدان به اموال دولتي دست برد زدند.و عده اي از بي نظمي بانك مربوطه سخن مي گفتند كه حالا دلشان خنك شده بود. به هر حال همه نوع دزدي و بي امنيتي در تفت بود الا دزدي از بانك كه اين هم اتفاق افتاد. (به خودمون چشم نزنیم دست کمی از شهر های لوس آنجلس و دیگر شهر های مهم دنیا نداریم دست دزدا درد نکنه که ما را به این افتخارات بزرگ میرسانند.) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:13 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
تقدير و تشكر دادستان تفت از رئيس پليس شهر دادستان عمومي و انقلاب شهرستان تفت از رئيس پليس شهرستان به علت برقراري نظم و امنيت در ايام تعطيلات نوروزي تقدير و تشكر نمودند. بنا به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، قاضي شفيعي دادستان عمومي و انقلاب شهرستان تفت طي نامه اي بيان داشت: بي ترديد موفقيت نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در فراهم نمودن موجبات افزايش امنيت عمومي و جاده اي، رضايتمندي شهروندان و كاهش چشمگير جرائم در روزهاي پاياني و ايام تعطيلات نوروزي به رغم افزايش مسافرت و حجم تردد در محورهاي ارتباطي مويد عزم و اراده، مديريت توانمند تلاش بي شائبه و شبانه روزي فرماندهان و همكاران درمجموعه ناجا مي باشد؛ … …(گزيده اي از دوهفته نامه گلنار) مطلب بالا را در دوهفته نامه گلنار خواندم و ابهاماتي به شرح ذيل برايم بوجود آمد؛ هر دوي آقايان كمتر از چند ماه است كه به اين پست جديد آمده اندو آقاي شفيعي در بدو انتصاب به عنوان دادستان تفت، اولين كاري كه به نظر ايشان رسيده است تقدير و تشكر از رئيس پليس شهر است. كه علت اين عمل دو چيز ممكن است باشد، يا آقاي دادستان از وضع امنيتي در شهر بي خبرند(كه بعيد به نظر مي رسد)؛ و يا اينكه خواسته اند غوره چشم رئيس پليس تازه وارد كنند. نظم و امنيت از نظر آقاي دادستان چگونه تعريف مي شود؟ آيا دزديدن كابلهاي برق در كوچه باغها و مناطق دور افتاده كه هر روز هم به حجم اين دزديها افزوده مي شود امنيت است؟ آيا دزديدن تاكنون سه نوجوان در شهر و معلوم نبودن سرنوشت آنها امنيت تعريف مي شود؟ و جالب تر اينكه خانواده ارداني زاده(والدين يكي از نوجوانان ربوده شده) با توجه به اينكه از مسئولين امنيتي تفت نا اميد شده اند بدنبال حضور قاضي مرتضوي در تفت عاجزانه تقاضاي رسيدگي به پرونده آنها از طريق مقامات قضايي كشور شده اند. و سرقت محصولات باغي از انبارها، سرقت و كشتن احشام و دزديهايي كه در اين مدت از ساختمانهاي نيمه ساز در شهر شده است و دزديدن درب و پنجره هاي آهني و آلومينيوم و بردن مصالح ساختماني از خانه ها و …از نظر دادستان شهر امنيت محسوب مي شود. و آيا اساسا نظم و امنيت مربوط به ايام نوروز است و در ديگر ايام سال اين امنيت نياز نيست؛ و آيا آقاي دادستان از مردم تفت نظر سنجي كرده اند كه رضايتمندي مردم را از عملكرد پليس اعلام داشته اند؟ در پايان بهتر نيست ادارات و سازمانها و مراكز قضايي و انتظامي به جاي تشريفات و كاغذ بازيهاي اداري و تقدير و تشكرات رسمي و اداري از يكديگر كه بقولي نوعي آب توي كلاه هم كردن است وظايف خودرا به نحو احسن انجام دهند و اگر تشويقي نياز باشد مردم شريف و حق شناس تفت خود به انجام اين امور اشراف كامل دارند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:32 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
تعجب نكنيد شايد يكي از مسئولين آموزش و پرورش شهر قم از نوادگان ملانصرالدين باشد , چون يكي از قوانين خانه معلم شهر قم شباهت زيادي به يكي از حكايتهاي ملا دارد . يكي از فرهنگيان تعريف مي كرد كه براي كاري مجبور شدم پنج شنبه و جمعه 13و14 ارديبهشت به شهر قم بروم براي همين منظور يك هفته قبل از آن با خانه معلم قم تماس گرفتم و درخواست رزرو اتاق در تاريخ هاي فوق كردم اما از متصدي آنجا اين جملات را شنيدم؛ ((ما اينجا تلفني اتاق رزرو نمي كنيم اگر ميخواهيد بايد حضورا تشريف بياوريد و با ارائه كارت شناسايي آموزش و پرورش اتاق رزرو كنيد.)) اين قضيه را كه شنيدم ياد حكايت ملا افتادم كه ملا براي كار چند ماهي را دور از شهر و خانواده اش بود و ميخواست براي اهل و عيال خود نامه بفرستد براي اين كار نامه اي نوشت و در دروازه شهر ايستاد تا اگر كارواني يا مسافري به شهر ملا مي رود نامه را به خانواده اش برساند ولي تاشب هيچ كس نيامد ملا فردا صبح خود عازم شهرو ديار خود شد ونامه را به در خانه خود رساند و هرچه همسرش اصرار كرد كه داخل برود نرفت و گفت من فقط آمده بودم نامه را بدهم و بروم و برگشت. حالا قضيه اين معلم است كه بايد يك دفعه به قم برود و اتاق رزرو كند و برگردد و بعد در تاريخهاي فوق دوباره به قم مسافرت كند. ما كه نمي دانيم اين نواده ملانصرالدين در كدام قسمت آموزش و پرورش قم مشغول به كار است. شما هم خواستيد مي توانيد با اين شماره تلفن 02517701012 آزمايش كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:12 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
فصل بهار فصل رويش است ؛ فصل وصل گل و بلبل است ؛ اما دريغ كه امروز روز فصل يكي از ياران وبلاگ است.
اين فصل كه به واسطه خدمت سربازي صورت گرفته است يكي از ياران دوست داشتني و عزيز ما را براي مدتي از ما جدا كرده است. اي دوست ما همچنان به ياد تو هستيم و به انتظار بازگشت تو مي مانيم.شايد خاطرات سربازي ات روزي زينت بخش وبلاگ باشد. به اميد ديدار 3 كوچه پاييني |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 9:34 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
در نيمه اسفند 84 جوانان تفتي با تشكيل شركت تعاوني مسكن استقامت شروع به فعاليت نمودند و خواستار واگذاري زمين هاي واقع در گلوبادامك (پايين دست دانشگاه آزاد اسلامي واحد تفت) گرديدند؛ كه با مقاومت و كارشكني هاي مسئولين روبرو شده ولي هيئت مديره استقامت با حمايتهاي بي دريغ امام جمعه محترم حجه الاسلام حسنعلي و رئيس تعاون جناب آقاي بهرويان مقاومت نموده و به هر نحو ممكن بيش از 5 هكتار زمين به آنها تحويل گرديد.
ولي با شرايطي كه اداره مسكن و شهر سازي و مابقي ادارات زيربط براي ساخت و ساز اين واحد هاي مسكوني ايجاد نمودند. از قبيل اجاره 99 ساله ، عدم واگذار زمين به شخص و …) باعث ايجاد اختلاف بين اعضاء گرديده كه تا بحال با هوشياري هيئت مديره و توجيه افراد معترض ختم به خير گرديده است.ولي هيئت مديره بايد به موارد ذيل توجه داشته باشد:
ولي در اينجا بر خود لازم ميدانيم از تلاشهاي شبانه روزي هيئت مديره جوان شركت تعاوني مسكن استقامت كه از هيچ گونه كوششي دريغ نكرده است تشكر كنيم و همچنين از اعضا نيز بايد در نظارت و صحبتهاي خود تجديد نظر نموده و به هيئت مديره اعتماد كنند و قدرت كافي بدهند؛ زيرا اگر هيئت مديره بخواهد نظرات متفاوت 500 نفر اعضايش را در امور دخالت دهد كارها با سرعت و دقت پيش نمي رود. در پايان از آقايان حاج حسين شبانيان و بهنام و مهندس دهقان كه اين جوانان را در اين راه ياري و راهنمايي و حمايت مي كنند كمال تشكر و قدرداني را داريم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 12:29 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
شنيده بوديم زمينهايمان را يزدي ها و ميبديها گرفتند و ديده ايم مسئوليت ادارات شهرستان را به افراد هفت پشت بيگانه با مردم تفت سپرده اند اما نمي دانستيم روزي تابلوي ورودي تفت را به زير خواهند كشيد. بار ديگر اهانتي جديد به مردم تفت ، وقتي در مقابل اقدامات نا شايست مسئولين در ابعاد كوچك عكس العملي از طرف مردم(يا بهتر بگوئيم مسئولين) صورت نمي گيرد اينچنين رئيس سازمان حمل و نقل و پايانه هاي استان آقاي ميرحسيني ميبدي دستور به بريدن تابلوي شهر داري تفت را مي دهد. وقتي صحبت از هزينه براي آباداني و روشنايي مسير تفت يزد مي شود بايداز جيب مردم تفت پرداخت شود وقتي صحبت از در آمد هاي هنگفت تبليغاتي است پول آن به جيب مسئولين مركز استان مي رود. اگر شهرداري جسارت برخورد قاطعانه با اين مسئولين را ندارد و اگر فرماندار تفت مي خواهد اين چند روز باقيمانده خدمت خودرا با آرامش يه پايان ببرد، ما مردم تفت در مقابل اين اهانت تاب سكوت بر نمي تابيم و خواستار پي گيري قاطعانه مسئولين مي باشيم. بجاست اين اقدام نيز مانند ديگر تخلفات قبلي برخي مسئولين ، در نمازجعه به گوش مردم مومن تفت نيز برسد و جواب مقتضي به اين توهين داده شود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 8:51 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
پيرو گزارشات قبلي از شكايت مردم دهشير از سر دبير دوهفته نامه گلنار، مطلع شديم كه در دادگاهي كه در تاريخ 27/1/86 برگزار شد سر دبير گلنار محكوم و بازداشت مي گردد كه فعلا با قيد ضمانت آزاد مي باشد.
از جريانات اخير نكته اي كه مي توان بازگو نمود اين است كه چگونه يك مسئول به پشتوانه حزب سياسي خود و به صرف همراه كردن افكار عمومي مردم متعصب دهشير و امام جمعه منطقه؛ قدرت مانوري اينچنين در محكوم كردن تنها دو هفته نامه مردمي شهرستان را دارد و چطور دادگاه تفت بدون اجراي قانون مربوط به رسيدگي به جرائم مطبوعات مبني بر تشكيل جلسه علني و با حضور هيئت منصفه اقدام به محكوم كردن يك دوهفته نامه ، آنهم به خاطر چاپ كاريكاتور مي كند. و آقاي فروتن معاون اداره آموزش و پرورش تفت عليرغم اهانت صريح و آشكار به مردم تفت لقب برنده در اين بازي را به خود اختصاص مي دهد ، كه به نظر ما بازنده اصلي در اين جريان مردم تفت مي باشند. به نظر شما هدف گلنار از چاپ كاريكاتور چه بود؟ توهين به مردم دهشير يا آگاه كردن مردم از وجود مسئولين متحجر و فاقد ظرفيت لازم براي شنيدن انتقاد. امام علي (ع) مي فرمايند: زوال دولتها به گزينش (و به كارگماشتن فرومايگان و) سفلگان است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 13:15 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روزي است كه كلانتري 11 تفت كه در مركز شهر و مكاني مناسب واقع شده بود تعطيل گرديده و با كلانتري 12 واقع در ميدان امام حسين ادغام گر ديده است . آيا اين كار به نفع مردم است ؟ درست است كه ساختمان كلانتري 11 قديمي و نا مناسب بود ولي از نظر موقعيت جغرافيايي بسيار عالي بود و باعث امنيت مغازه ها و خانه هاي واقع در بازار امام و محلات سرده – گرمسير –باغ مورتين-برالسويه –بازار و… بودكه مي توانستند از خدمات اين كلانتري استفاده كنند ولي متاسفانه طبق سنوات قبل تمام ادارات شهر به حد فاصل ميدان امام حسين تا ميدان قدس كه اگر توجه كنيد بيش از 20 اداره است منتقل شده اند. و بعد از ميدان قدس تا مزرعه مير سيد محمد تنها كمتر از تعداد انگشتان يك دست اداره و مراكز خدماتي وجود دارد.آيا به نظر شما در شهر ي به طول 9 كيلومتر اين تقسيم بندي ادارات درست است؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 9:25 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
با خبر شديم طي روزهاي گذشته يكي ديگر از نوجوانان تفتي به اسم آقاي ارداني دانش آموز مدرسه امام جعفر صادق تفت ربوده شده است و تاكنون خبري از وي در دست نيست و اين سومين آدم ربايي در طي يكسال اخير در شهرستان تفت مي باشد. كه موجي از اعتراضات و بي اعتمادي نسبت به دستگاه امنيتي اطلاعاتي شهرستان را به همراه داشته, شهرستان تفت كه روزي يكي از مناطق امن استان قلمداد مي شد اكنون بواسطه سرقتهاي بي سابقه از محصولات باغي در انبارها گرفته تا سرقت گاو و گوسفند و احشام خانگي و سرقت سيم و كابلهاي برق در سطحي وسيع و حالا هم كه آدم ربايي هاي مكرر , به يك منطقه نا امن تبديل شده. كه دستگاههاي امنيتي به خاطر عملكرد ضعيف خود در طي اين دوران بايد جوابگوي افكار عمومي شهرستان باشند. در راس آن فرمانداري كه متاسفانه شنيده شده وقتي در مورد اين آدم رباييها از فرماندار سوال شده با جواب تكراري گذشته مبني بر اينكه ايشان چند صباحي بيشتر در تفت خدمت نمي كنند و در آستانه بازنشستگي مي باشند مواجه مي شوند. كه باعث تاسف عميق براي مردم تفت است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 9:5 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
مدتي است بحثي بين دو هفته نامه گلنار و اداره آموزش و پرورش تفت بالا گرفته بر سر چاپ مصاحبه آقاي محمد بلال زاده يكي از معلمين شهرمان كه بر اثر بيماري چند سالي است خانه نشين است. آقاي بلال زاده طي اين مصاحبه اعلان داشته كه علي رغم تلاش صادقانه خود براي فرزندان اين ديار در سمت يك معلم حال مسئولين امر براي او حكم انبار داري صادر نموده اند, كه با انكار و واكنش شديد مسئولين اداره آموزش و پرورش تفت روبرو شده است و هردو طرف يعني گلنار و آموزش و پرورش با ادعاي وجود سند و مدرك گفته هاي خود را ابراز ميدارند. اما در اين ميان يكي از معاونين اداره مذبور ابراز داشته كه ‘‘ گلنار به جاي نوشتن چنين گزارشاتي بهتر است براي مردم اتل متل تو توله چاپ كند ”كه گلنار هم بر خلاف عمل اداره آموزش و پرورش در گرفتن انتقام عملي در جواب به چاپ كاريكاتور ذيل بسنده مي كند : كه با اعتراض شديد تر اين معاونت به اصطلاح فرهنگي روبرو مي شود و مسئول ذكر شده با القاء و بسيج افكار عمومي مبني بر اينكه كاريكاتور فوق توهيني است به مردم دهشير و با نوشتن طومار اعتراض آميز بر عليه تنها دو هفته نامه فرهنگي – اجتماعي شهر اعلان شكايت مي كند.حال جاي اين پرسش است كه: گفته اين مسئول توهين به مردم تفت قلمداد نمي شود و مردم تفت شايسته خواندن مطالبي در حد اتل متل توتوله مي باشند آيا اين حق براي مردم تفت محفوظ است كه بر عليه معاونت مذكور اعلان شكايت كنند. آيا وقت آن نيست كه مردم به حمايت از دو هفته نامه گلنار كه سعي آن مطرح كردن مشكلات مردم شهرستان است اقدام كنند و حمايت خود را از اين دوهفته نامه اعلام دارند.؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 9:56 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
آمد بهار جانها ای شاخ تر برقص آ چون یوسف اندر آمد مصر و شکر برقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیر جوش در روح جان پدر برقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی در رسیدی از پا و سر بریدی بی پا و سر برقص آ تیغی بدست خونی آمد مراکه چونی گفتم بیا که خیرست گفتا نه شر برقص آ طاووس ما در آید وان رنگها بر آید تا مرغ جان سر آید بی بال و پر برقص آ کور و کران عالم دید از مسیح مریم گفتا مسیح مریم کای کور و کر برقص آ مخدوم شمس دینست تبریز رشک چین است آمد بهار حسنش شاخ و شجر برقص آ
نوروز ۱۳۸۶ مبارک باد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 16:58 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
با نزديك شدن به سال نو به دنبال مطلبي مي گشتم كه در باره گردشگري و چگونگي بهره برداري از مسافرتهاي نوروزي باشد هرچه نوشتم به نظرم جالب نبود تا اينكه ديروز به كتابخانه رفتم براي خواندن روزنامه كه الحمدلله به بركت تلاشهاي شبانه روزي اداره ارشاد و نهاد كتابخانه ها آخرين شماره روزنامه كه در كتابخانه بود مربوط به ده روز پيش بود به ناچار در قفسه هاي كتاب به دنبال كتاب مناسبي بودم براي مطالعه در اين حين كتابي نظرم را جلب كرد , كتابي در قطع پالتويي بود و روي آن نوشته بود امارات متحده عربي تاليف مراد مهديون و در پايين كتاب نوشته بود : كاملترين راهنماي سفر به كشور امارات متحده عربي. وقتي كتاب را باز كردم ديدم همه نوع اطلاعاتي از كشور امارات در آن نوشته شده است . اسم هتلها- رستورانها – مراكز خريد – مراكز تفريحي – بانكهاي ايراني با تمام جزئيات :شامل آدرس – تلفن و يا توضيحاتي بيشتر. واقعا يكه خوردم در ايران در شهر تفت مي توان اسم و آدرس و تلفن فلان پمپ بنزين در شهر دبي را دانست و پيدا كرد ولي اگر بخواهيم نام پمپ بنزين تفت را بدانيم نمي توانيم.از متصدي كتابخانه پرسيدم آيا همچنين كتابي راجع به ايران داريد. گفت: خير گفتم در ديگر كتابخانه هاي تفت چي ؟ گفت: من تا حالا نديدم . واقعا تاسف خوردم چرا ما نبايد اين اطلاعات كامل و جامع از ايران كه براي گسترش گردشگري و جذب توريست لازم است را داشته ياشيم . فقط وقتي از مسئولين در اين باره سئوال مي شود هميشه جوابهاي تكراري مي شنويم و از كاستي ها گله مي شود انگار كسي مسئول اجرا نيست همه گله مي كنند و تاسف ميخورند. واقعا پيشرفت اتفاقي نيست زحمت -تلاش و ابتكار مي خواهد لااقل از چگونگي پيشرفت ديگر كشورها تقليد كنيم .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 21:13 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
شایعه٫ شایعه نمی دانم با دروغ چه شباهتی یا چه تفاوتی دارد اما به نظر خودم شایعه یک نوع دروغ است که زمینه و پایه ای دارد که منجر به دروغهای بعدی می شود. مثلا آمدن رئیس جمهور به یزد یک پایه و اساس برای شایعاتی شده است که هر روز ابعاد گسترده ای را به خود می گیرد. قرار بود هفته پیش رئیس جمهور به یزد بیاید حتی جایگاه ویژه بازدید مردمی رئیس جمهور نیز در تفت آماده شده بود اما سفر رئیس جمهور عقب افتاد. نمی دانم این عقب افتادنهای مکرر سفر رئیس جمهور به یزد چقدر هزینه برای استانداری یزد یا بهتر بگیم برای مردم استان دارد اما می دانم سفره بزرگی برای شایعات پهن شده است. شایعاتی که سعی در توجیه علت عقب افتادن سفر رئیس جمهور دارد٫ بشنوید: - آماده نبودن طرحهای عمرانی جهت افتتاح - اختلاف نظر بین مردم طبس برای ملحق شدن به یزد یا خراسان رضوی و........... حتی خراب بودن خطهای موبایل طی این دو سه هفته مزید برعلت شده تا شایعه کنترل بودن خطهای موبایل و تلفن هم به این جمع گسترده شایعات بپیوندند. و یا شایعات دیگری که حتما شنیدید. آیا فکر نمی کنید در این وضعیت استانداری با شفاف سازی و اطلاع رسانی درست و به موقع می تواند جلو این شایعات مخرب را بگیرد. و یا حتی نهاد ریاست جمهوری٫ یادم هست در یکی از سفرهای قبلی که به علت خرابی هوا سفر رئیس جمهور به عقب افتاده بود آن هم برای یک نیم روز٫ رئیس جمهور از مردم آن استان عذر خواهی کرد اما در اینجا که هنوز هیچ دلیل قانع کننده ای برای عقب افتادنهای مکرر سفر اعلام نشده هیچ اطلاعیه ای از نهاد ریاست جمهوری منتشر نشده واقعیت چیست چرا کسی جواب نمی دهد آیا این توهین به مردم یزد نیست؟
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 9:26 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند شب پیش وقتی از میدان امام تفت رد می شدم دیدم افراد زیادی به دور یک تریلی جمع شدند و خیلی شلوغ کردند و از سر و کول یکدیگر بالا می روند نا خودآگاه به یاد حرف قدیمیها افتادم و اینکه میگفتند در قدیم مردم برای گرفت کالاهای اساسی زندگی و نیاز های مهم غذایی مثل گوشت و روغن و برنج و... چه صفهای طولانی که نمی بستند و چه دردسرهایی را که تحمل نمی کردند . خودم را به جمعیت رساندم و با کمال تعجب دیدم این همه شلوغی و ازدحام فقط به خاطر سیب زمینی ارزان است . هرچه به ذهن خودم فشار آوردم هیچ موردی را به یاد نیاوردم که قدیمیها از شلوغی و صفهای طویل برای گرفتن سیب زمینی تعریف کرده باشند. پیش خودم فکر کردم اگر خدای ناکرده روزی دولت قصد کند کالاهای اساسی مردم را اینطور ارزان بفروشد چه اتفاقی خواهد افتاد!!! شما چی فکر میکنید.؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 9:31 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز در اتوبوس خط واحد بودم وبه طرف یزد می رفتم مکالمه دوتن از کسانی که در اتوبوس بودند را شنیدم برایتون نقل می کنم:(اسامی مجازی است) خسرو: ببینم احمدی نژاد کی قراره بیاد؟ چنگیز: نمی دونم ولی قراره بیاد . چطور مگه؟ خسرو: آخه تغییر و تحولی در شهر بوجود اومده . اونم خیلی سریع و بی صدا. قبلا برااینکه یک چاله تو کوچه پربشه باید اونقدر بری و بیایی و تلفن بزنی و طومار محلی پر کنی اونم تا پای یکی از مسئولین تو چاله نمی رفت اون چاله پر نمی شد ولی الآن شهرداری داره تو چند منطقه کار مکنه مثل: میدون شهرک قدس - میدون محسن خان - هشت راه چکنم سرده - پیاده رو خیابان نزدیک دانشگاه آزاد - فضای سبز بین دو جاده تفت به یزدکه خیلی هم سریع پیش میره و یا همین روشنایی جاده تفت به یزد که طی این یکماه خیلی سریع درست شد . نشون میده که کل استان به تکاپو افتاده. چنگیز: آخه احمدی نژاد چند ماهی است که قراره بیاد یزد برا همین مسئولین اینجوری فعال شدند ودارند کار می کنند . خسرو: خب پس اگر اینطوره یک طومار پرکنیم و به احمدی نژاد بگیم که مسئولین یزد را همینطور در انتظار بگذارد و روزهای آخر ریاست جمهوریش به یزد بیاد شاید اینطور مردم بیشتر دعاگو باشند و خدمات رسانی ارگانها و سازمانها و ادارات هم بهتر بشه. حالا نظر شما چیه؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:49 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
عکسهایی از محرم در تفت و نخل برداری در حسینیه امام
برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیلک کنید با تشکر از دوست بسیار عزیزم مجید رضا دهقانی که این عکسها را در اختیار وبلاگ ما گذاشت. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 15:1 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
مردم گريه كنيد , مردم بايد گريه كنيد نه در عزاي حسين بلكه براي تحريفات قيام حسين امر به معروف و نهي از منكر را بايد از همين جا شروع كرد اگر امروز به اين تحريفات اعتراض نكنيم معلوم نيست در آينده چه گفته هايي را از قيام امام حسين بشنويم اگر در ظهر عاشورا در مراسم نخل برداري در حسينيه امام بوديد حتما از مداح محترم بازار شنيديد مطلبي را در مورد كمر بند 4000 درهمي امام حسين و طمع ساربان براي برداشتن آن بعد از شهادت امام و تلاش امام حسين براي حفظ آن با گذاشتن دست چپ و راست خود روي آن و قطع كردن دستها توسط آن شخص آيا واقعا اين حرفها را باور مي كنيد آيا درست است كه از يك تريبون به اين مهمي اين مطالب به مردم گفته شود نمي دانم آيا حاج آقاي صدوقي امام جمعه يزد نيز كه در اين مراسم بودند به اين مطلب اعتراض كردند يا نه شايد اعتراض ايشان به آن مداح مي توانست دل دردناك مردم تفت از اين گفته را تسلي بخشد و همچنين دل امام زمان را. پس مردم گريه كنيد گريه كنيد. با تحقیقاتی که اعضای وبلاگ انجام داده اند مطلب بالا کاملا دروغ است اما به گفته یک استاد تاریخ در دوازده کتاب مقتلی که وجود دارد فقط در یکی از انها این مطلب آمده است آن هم نه به این کیفیت و این شکل حالا اگر خوانندگان عزیز نظری راجع به مطلب بالا دارند یا منبع و ماخذی سراغ دارن در قسمت نظرات اعلام داند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 9:6 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
چون ایام محرم است ومعمولا خیلی از افراد که در طول سال همدیگه را نمی بینند در این دهه همدیگر را می بینند و ایام گذشته را یاد می آورند دیدم بهتر است تعدادی از عکسهای قدیمی را که چند تا از آنها را قبلا دیدید را دوباره بگذارم در سایت تا ببینید و گذر عمر را درک کنید. برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 12:51 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز جمعه در حسينيه كوچه پايين جوانان با حضور گرم خود پوش حسينيه را بالا بردند و هيئت امنا حسينيه نيز با گرمي از آنان پذيرايي كردند جو صميمي و دوستانه بين كوچه پاييني ها واقعا جالب و ديدني بود جوانان با راهنمايي و هدايت مسئولين حسينيه كوچه پايين مانند حاجي كاظم و عبدالرضا شير يزداني – سيد مرتضي اعرابي و… حسينيه را براي مراسم عزاداري آماده كردن . خدا اجرشان بدهد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 17:33 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين براي اين پست مراسم ظهر عاشورا در شهرستان تفت را برايتون مي نويسيم. نمي دانم چرا عزاداري براي امام حسين (ع) به اين شكل جا افتاده است يعني هنوز امام حسين شهيد نشده است ما ده شب براي ايشان عزاداري مي كنيم ولي با شهادت ايشان در ظهر عاشورا تقريبا عزاداريها تمام مي شود. اما به هرحال مراسم عزاداري در تفت به اين صورت است كه هرشب يكي يا چندمحله ميزبان هياتها ي عزاداري هستند تا شب آخر مثلا شب عاشورا محله سرده ميزبان تمام هياتهاي تفت است و فرداي آن روز يعني صبح روز عاشورا تمام هياتهاي عزاداري طبق برنامه اي كه از طرف فرمانداري تعيين شده است وارد حسينيه امام مي شوند وبه عزاداري مي پردازند تا ظهر عاشورا بعد از عزاداري در صبح و شهادت امام حسين در ظهر عاشورا مردم طبق يك سنت قديمي براي نخل برداري (نقل برداري) به حسينيه امام مي آيند البته در تفت دو حسينيه بزرگ يكي حسينيه ابوالفضل (ع) در محله گرمسير و ديگري حسينيه امام در محله بازار وجود دارد كه دو نخل قديمي بزرگ در آنجا هست كه نماد تابوت امام حسين(ع) و در روز بيست و يكم رمضان تابوت حضرت علي (ع) است . مراسم به اين شكل اجرا مي شود كه جوانان هيئت سرده از محله خود با پاي پياده و سينه زنان به طرف حسينيه گرمسير حركت ميكنند و در مسير با خواندن نوحه هاي زيبا مثل: روز قتل بي كسان است اي خدا ماتم لب تشنگان است اي خدا این حسین نازنیین است ای خدا جسم پاکش بر زمین است ای خدا و پيوستن مردم به آنها تا نزديكي حسينيه مي روند در آنجا مردمي كه در زير نخل جا گرفته اند كه شامل جوانان محله گرمسير در سمت راست نخل– جوانان سلطان آباد در جلو نخل و جوانان محله بازار در عقب نخل هستند سمت چپ نخل را هم براي هيئت سرده در نظر مي گيرند.دز اينجا هيئت سرده بر سر زنان و با گفتن حسين حسين و دوان دوان وارد حسينيه مي شوند . و به طرف نخل مي روند و در زير نخل در جايگاه مخصوص خود جاي ميگيرند و با صداي يا علي نخل را بلند مي كنند و حركت مي كنند در اين لحظه از بلند گو تكيه اذان گفته مي شود . شخصي روي نخل به عنوان راهنما مي ايستد و نخل برداران را راهنمايي مي كند. بعد از گرداندن نخل دور كلك حسينيه براي سه مرتبه نخل را در پايين حسينيه گذاشته و باز با حسين حسين گفتن جلو عزاخانه امام حسين مي آيند دقائقي را بر سر و صورت خود مي زنند و حسين حسين مي گويند . در حسينيه گرمسير مراسم تا همين جا تمام مي شود . بعد هيئت سرده از حسينيه گرمسير به طرف حسينيه امام حركت مي كنند. و مانند دفعه قبل با پاي پياده و سينه زنان و نوحه خواني مثل: اين قاسم پادر حنا در كربلا اي شعور آخر عزا شد اي خدا در نجف شیر خدا دارد عزا فاطمه بر سر زنان است ای خدا تا پايين حسينيه امام مي آيند مردم در زير نخل جا گرفته اند طبق سنت قديمي قسمتي از نخل براي جوانان بازار و قسمتي براي محلات ديگر در نطر گرفته شده است و قسمتي را هم براي هيئت ميهمان يعني سرده در نظر مي گيرند. هيئت با ورود به حسينيه به طرف نخل مي روند و حسين حسين كنان در زير نخل جا مي گيرند و با مستقر شدن همه در زير نخل و بلند كردن نخل با همصدايي يا علي نخل برداري آغاز مي شود و صداي موذن در حسينيه طنين انداز مي شود. واقعا صحنه تكان دهنده اي است همه كساني كه در اطراف حسينيه هستند و تماشا مي كنند در حال گفتن حسين حسين هستند و همينطور اشك از ديدگانشان روان است. عده اي از مردم كه نذر و نياز دارند با رسيدن نخل به پايين حسينيه براي بار اول گوسفند يا گاو يا هر چيز ي كه نذر كرده اند را جلو نخل قرباني مي كنند . در اينجا نيز نخل سه دور دور حسينيه مي چرخانند سپس نخل را زمين گذاشته و به طرف عزاخانه مي دوند و هر كس در آنجا ارباب بي كفن خود را صدا مي زند تا اينكه صداي خواندن تعدادي از قديميهاي هيئت بازار به گوش مي رسد . تا كه ز مركب شه والا فتاد غلغله بر عالم بالا فتاد لرزه بر آن چرخ معلا فتاد گفت در آن لحظه خداي كريم انا فديناه بذبح العظيم ذكر گرفتي كه زحق جبرئيل آمده از نزد خداي جلیل داد بشارت به نجات خليل گفت در آن لحظه خداي كريم انا فديناه بذبح العظيم فاطمه گيسوي پريشان بكف نعش حسين را بگرفتي ز بر گفت كه اي زاده من اي پسر گفت در آن لحظه خداي كريم انا فديناه بذبح الظيم گفت كه اي اكبر نا شاد من گفت كه اي قاسم داماد من گفت كه اي اضغر ناكام من گفت در آن لحظه خداي كريم انا فديناه بذبح العظيم سپس مطالبي از غريبي حسين خوانده مي شود بعد نوحه خوانان هيئت بازار و سرده نوحه مي خوانند و مردم به سينيه مي زنند سپس هيئت سرده شام غريبان را از همانجا شروع مي كنند و به طرف محله خود حر كت ميكنند. در اینجا هیئت دو گروه شده و یک گروه می نشیند و برسر زنان ابیاتی را می خواند و بلند می شوند و حرکت می کنند و گروه دیگر می نشیند و ابیاتی می خوانند و همین جور تکرار می شود . ابیاتی مانند: شام غریبان حسین امشب است امشب است اول درد و مهن زینب است زینب است حاجتی دارم به تو ای ساربان ساربان این شتران را تو به تندی مران ساربان طفل یتیمی زحسین گمشده گمشده زینب از این غصه دلش خون شده خون شده بابا حسین جان امشب کجایی ؟ از ما یتیمان بابا جدایی
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 17:32 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
محرم ماه خون و قيام , ماه حزن و اندوه , ماه مردي و مردانگي و آزادگي از راه رسيد . باز حسينيه ها و تكيه ها سياه پوش شدند حال و هواي مردم بار ديگر تغيير كرد و جنب و جوش در مردم افتاد تا بار ديگر عزاداري براي حسين زهرا عابرومند برگزار شود. اما چيزي كه در اين ايام ناراحت كننده است كارهايي است كه به اسم عزاداري و يا براي امام حسين انجام ميشود. كه براي مردم ايجاد مزاحمت مي كند . مثل بزرگ كردن حسينيه ها و كوچه هاي قديمي كه در اين سالها در محلات قديمي تفت شروع شده است و متاسفانه باعث نا رضايتي مردم نيز هست و باعث از بين رفتن آثار تاريخي و تكيه هاي قديمي و قشنگي كه هويت و فرهنگ گذشته ما را نشان مي دهد نیز شده است. اگر ما بجاي از بين بردن اين بنا ها و بزرگ كردن حسينيه ها براي يك شب بياييم و به محتواي عزاداري ها توجه كنيم و براي ده شب محرم يك واعظ خوب و باسواد دعوت كنبم و مردي و مردانگي و استقامت بر حق و ديگر شعار هاي محرم را تقويت كنيم قطعا نتيجه بهتري از محرم گرفته مي شود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 14:36 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
عید بزرگ غدیر خم بر شما عاشقان امامت و ولایت مبارک باشد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 23:46 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
از شاخصهای رشد فرهنگی یک جامعه میزان نشر کالاهای فرهنگی در آن جامعه می باشد یکی از این کالاهای فرهنگی نشریه ها و روزنامه ها می باشندکه در تفت نیز چند سالی است که به همت مرحوم دکتر مکی زاده هفته نامه گلنار چاپ می شود.که گاها به دلائل مالی تبدیل به دوهفته نامه و یا چند هفته نامه می شد که الحمد لله هم اکنون به همت سردبیر کوشا و فعال آن بطور منظم هر دوهفته یکبار چاپ می شود. اما متاسفانه گاها دیده می شود که این دوهفته نامه تبدیل به یک نشریه خبری درمورد ارگان خاص یا محله خاصی می شود.(تعصبات محلی را بیاد نیارید) و یا مطالبی را که از افراد خاصی به آنجا می رود چاپ می شود و یا مطالب به صورت گزینشی چاپ می شود. مثلا گاها برای گوشزد نمودن مشکلی در شهر و یا سهل انگاری ارگانی خاص وقتی به سردبیر دوهفته نامه مطلبی ارائه می شود با عباراتی مانند ان شاءالله حل می شود و یا به زودی برطرف خواهد شد مواجه می شویم . معلوم نیست سردبیر محترم مسئول درج انتقادات و مشکلات مردم در تنها دوهفته نامه شهر می باشند یا خود جزء مسئولین امر می باشند یا به خاطر وابستگی شدید روزنامه یا جبهه گیری خاص آن نمی توتنند برخی مشکلات را به گوش مسئولین برسانند . لازم است دوهفته نامه فوق بی طرفی خود را عملا نشان داده تا مردم نیز بیشتر بتوانند به مطالب درج شده اعتماد کنند .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 12:40 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
شنيده شده است اعضاي جديد هيئت امناي حسينيه شاه ولي در پي اجراي طرحهاي قبلي براي مسقف كردن حسينيه طي درخواستي از دكتر احمدي نژاد مبلغ تقريبا 5 ميليارد ريال براي اجراي طرح مربوطه مطالبه نمودند كه قرار است طی نامه ای در سفر قريب الوقوع رئيس جمهور به استان يزد خدمت ايشان ارائه شود.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 22:35 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||
|
|
|
|
|
عید سعید قربان برتمام مسلمانان جهان بویژه مردم شریف ایران مبارکباد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 20:52 توسط 4کوچه پایینی
|
|
||